تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
قبالهء مزبوره به اتمام رسيده . ديگر ناتمامى ندارد و نزد عمدة التّجار آقا غلامحسين تاجر قندهارى است . دويست بقيّهء قيمت زمين مانده است و فردا كه سه‌شنبه است ، وجه مزبور را داده ، قباله را خواهم گرفت . چندى قبل مرقوم فرموده بوديد تلگرافا دستورالعملى جوابى به مقرّب الخاقان حاجى ميرزا ابراهيم خان داده‌ايد كه هنگام ورود به تهران در بنده منزل وارد شده ، پنج روزى براى تعيين تكليف خودشان در آن‌جا بمانند و مخلص معاون انجام مقاصد ايشان شده تا منظور حاصل آيد . معزى اليه تاكنون وارد نشده‌اند و گمان مىكنم پس از ورود پنج‌شش روز مقاصد ايشان انجام نگيرد . اقلّ اقامت ايشان تا بعد از عيد خواهد بود تا اين‌كه مأموريّتى ديگر به ايشان بدهند . اين اوقات چند فقره پست سفارتى را گشوده و بازشده به سفارت آوردند كه معلوم شد جناب امين الدّوله حضورا گشوده‌اند . در اين باب مذاكرات سخت ما بين سفارت با جناب معظّم‌له شده . شكايت سختى هم به حضور آن حضرت اقدس شاهنشاهى و حضرت اجلّ اشرف آقاى امين السّلطان نمودند و بالفعل ابدا صفايى ما بين سفارت و جناب معظّم‌له نيست . با اين‌حال نمىدانم تشريف‌فرمايى حاجى خان مضرّ مصالح امورات ايشان هست [ كه ] در بنده منزل وارد شوند يا خير . ولى از پنج روز ده روز گمان نمىكنم ضررى وارد نمايند . ولى زياد از آن را نمىدانم . سركار عالى هم در اين باب قدرى غور فرماييد . ديگر اين‌كه دو سه روز قبل يك كليجه براى رمضان باغ‌بان خريدم . بىچاره سرزمستان لخت و عريان بود . از قرارى كه مذكور مىدارد ، در قرارنامهء او ذكر شده است بايد سالى يك بالاپوش به او داده شود . محض اطّلاع تصديع داد . نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . بنده‌زاده حسين به عرض سلام مصدّع است . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد . فى 27 ربيع الثّانى 1309 .