صد و سى و يك
قربانت شوم ! تعليقهء رفيعهء عالى ، مبنى بر وصول قباله و بنچاق زمين ابتياعى از ورثهء مرحوم ميرزا اسمعيل خانى ، و اصل و از قرار استقامت حالات شريف و متعلّقات نهايت مسرّت حاصل گرديد . در باب عمل ارباب باز عنوانات اوّليهء او تغيير حاصل نموده ، به دفع الوقت مىگذراند ؛ قرار داده بود وكالتنامه به اسم مقرّب الخاقان ميرزا زين العابدين خان بدهد ، كه ايشان به وكالت خود قطع و فصل عمل را بنمايند ، هنوز اقدام نكرده .
چند روز پيش مقرّب الخاقان ميرزا عبد اللّه صرّاف پيغام داده بود كه شب را در منزل آقا عبد الكريم بودم ، قرار شد وكالت به من بدهد تا عمل را به نوعى كه مصلحت بدانم ، قرين اختتام نمايم ؛ آن را هم تابهحال اقدام ننموده است ، تا بعد ببينم چه خواهد شد .
مطلب تازه اينكه كپيتان كروس مستأجر خانه ، شش هفت روز قبل متوفّى شد .
امروز هم خانه خالى مىشود . اين مطلب موافق ميل سركار عالى گرديد . كرايهء سه ماهه را ابتداى موعد اجاره پرداخته بود . دوازده سيزده تومان هم كاغذ براى اتاقها خريده بود كه اراده داشت از مال الاجارهء سه ماه بعد كسر نمايد . قريب بيست و پنج شش تومانى هم از خود در تعميرات آنجا كه موافق حسن سليقهء خودش بود ، خرج كرده است .
در خصوص رمضان باغبان هم همينطور كه مرقوم فرمودهايد ، معمول خواهد داشت .
بعضى تحريرات فورا رسيد كه از اطناب كلام بازماندم و اينك به اختتام