تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣

صد و بيست و چهار

قربانت شوم ! ان شاء اللّه حالات ملاطفت آيات قرين استقامت است و همواره به فرّهى و شادكامى مقرون خواهيد [ بود ] . تعليقهء رفيعهء اخيره ، كه مشعر بر بعضى مطالب بود ، و اصل و از مفاد آن استحضار حاصل گرديد . تأخير جواب مراسله ترتيب مقدّمات آمدن از ييلاق به قشلاق بود كه به ملازمت سفارت كلّيتا به شهر آمديم . در باب اجاره‌خانه شرحى مبسوط مرقوم داشته بوديد . به جهات عديده ، كه آثار آن قبلا مشهود بود ، مصلحت در اين ديدم كه به اين فرنگى كه سرتيپ دولت ايران و بسيار مرد دقيق و خوش‌سليقه است ، اجاره داده شود و قرار شد كه بعد از انقضاى مدّت سه سال ، كه زمان اجاره است ، به طورى كه بدوا تعمير شده ، به ايشان اجاره داده شده است ، بدون خرابى و نقصان تسليم نمايم . پس اگر در بين اين سه سال خرابى و تعميرات حاصل نمايد ، به عهدهء خود سرتيپ معزى اليه است . مثلا اين شخص نوعى با سليقه است كه مىخواهد از خود با شراكت يك نفر خانه‌هاى آن كوچه سنگ‌بست آن‌جا را بنمايد . هم‌چنين بعضى از جرز لوله‌ها را كه نوكرهاى بىتربيت آن فرنگى قديم كنده بودند ، سرتيپ از خود خريده واگذارده است . حسن ديگر اين‌كه پنج ماه ييلاقى را هم وجه اجاره مىدهد كه ساليانه بوده باشد . اين تفاوت خودش در سال شصت تومان است . منتها اين چيزى كه بر خاطر آن محبوب جان گران است ، عدم اختيار فسخ اجاره در آخر هر سال است كه اگر احيانا خودتان به تهران تشريف بيآوريد ، در آن‌جا مسكن نماييد ، اوّل از اين‌كه مطابق شرحى كه در هفتهء قبل معروض داشته‌ام سرتيپ قبول اين شرط را نكرده ، ثانيا اين‌كه اگر سركار به