مخلص به اقتضاى اين معنى و جهت دل مسرور در امور بطئى الحركت گرديدهام . منظور كلّى اينكه اگر وجهى عجالتا از سركار عالى نزد مخلص باشد اوّلا محلّ دارد به راه قمار و اطوار نابههنجار نرفته ، ثانيا اداء آن به عون رحمان صعب و مشكل نيست . اگر اين عمل خانه پيش نيآمده بود ، عنقريب تمام طلب آن محبوب پرداخته مىشد . رابعا اگرچه سركار از بنده فرع نخواهيد ، خود ملاحظهء ظهور مرتبهء انسانيّت را نصب العين خاطر دارد .
با اين تفصيل اگر در خاطر شريف چيزى منقوش آيد و جوش و خروش روى دهد ، بلادرنگ اين فانى را بر آن ملاحظه متذكّر فرماييد . تقريبا پانزده شانزده سال است كه مخلص به وكالت انجام امور آن محبوب با كمال رغبت و سرور منصوب و برقرار بودهام و قبول اين معنى نه براى تحصيل مقاصد معمولهء بين النّاس بوده ، بلكه فقط صرف ملاحظهء اتّحاد جمعى و برادرى واقعى بوده و اين اساس اين نيّت از قبول وكالت اين بوده كه بعد از من عدالت فطرى و همّت ذاتى آن محبوب وكالت از من نموده ، از نگاهدارى عيال و اطفال به نحوى [ كه ] حقّ حقيقى را خوش آيد ، كفالت نمايد . اين است منظور و اين است مقصود اصلى اين فانى .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٨٣