نزديك با هم كار مىكردند و امكان دارد ميرزا حسين خان در اصل با حسين قلى خان كه از 1299 تا 1301 ه . ق رييس گمركات جنوب بوده ، كار مىكرده . براى آگاهى بيشتر در اين مورد ر . ك . :
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه ، به كوشش معصومهء ما فى ، منصورهء اتّحاديه ( نظام ما فى ) ، سيروس سعدونديان ، حميد رامپيشه ، 3 جلد ، جلد 1 ، ص 122 ، تهران ، سال 1362 .
شرح
( 10 ) . اين مأموريّت در ربيع الاوّل 1315 به سعد الملك اعطا شد ، ولى در همان سال به دليل فشار دولتين روسيه و انگليس ، ادارهء گمركات به بلژيكىها سپرده شد و رييس جديد گمرك ، ژوزف نوز ، در شوّال 1315 / مارس 1898 وارد ايران نشد .A . Destree , Les Fonctionnaires Belges au Service de la Perse , 1898 - 1915 , Leiden , 1976 , Passim. ( 11 ) . نظام السّلطنه ، خاطرات ، جلد 1 ، صص 9 - 148 .
( 12 ) . ميرزا حسن خان مىنويسد كه ميرزا افلاطون منشى مانكجى ، كتاب مزبور را نوشته است .
مانكجى صاحب ، يكى از پارسيان هند بود ، كه براى رسيدگى به امور زرتشتيان به ايران آمده بود . براى اطّلاع بيشتر ر . ك :
براون ، ادوارد ، يك سال در ميان ايرانيان ، ترجمهء ذبيح اللّه منصورى ، بىتا . صص 69 - 165 .
( 13 ) . همان ، صص 174 - 165 .
( 14 ) . ادوارد براون مىنويسد بعد از شام ، مدعوّين سهتار زدند و آواز خواندند ، همان ، ص 174 .
( 15 ) . سيدنى چرچيل از 1880 تا 1886 م / 1298 تا 1304 ه . ق ، از كارمندان خطّ تلگراف هند و انگليس بود . سپس منشى دوّم شرقى سفارت انگليس شد و تا 1894 م / 1312 ه . ق در اين سمت خدمت كرد .
رابينو ، ديپلماتها و كنسولهاى ايران و انگليس ، ترجمهء غلام رضا ميرزا صالح ، تهران ، سال 1363 .
( 16 ) . نامهء 28 جمادى الثّانيهء 1305 .
( 17 ) . آمار دار الخلافهء تهران ، اسنادى از تاريخ اجتماعى تهران در عصر قاجار ، 1269 ه . ق ، 1286 ه . ق ، 1320 ه . ق ، تهران ، به كوشش سيروس سعدونديان ، منصورهء اتّحاديه ( نظام ما فى ) ، نشر تاريخ ايران ، سال 1368 ، صص 8 - 37 .
( 18 ) . همان ، صص 350 - 343 .
( 19 ) . همان ، ص 374 .
( 20 ) .J . Gurney , " The Transformation of Tehran in The Later Ninteenth Century , " Tehran Capital Bicentenaire , ed . C . Adle , B . Hourcade , IFRI , Paris , 1992 pp 51 - 71. ( 21 ) .21 . Ibid . p . 69.
( 22 ) . دروازهء دولت در قديم ، در شمال ارك واقع بود و پس از آنكه شهر به سوى شمال گسترش يافت ، محلّهء جديد را دولت نام نهادند و يكى از دروازههاى جديد شمال آن محلّه ، دولت نام گرفت كه هنوز هم آن محلّ به نام دروازهء دولت معروف است .
( 23 ) . آمار دار الخلافه ، صص 15 - 3 .