صد و سيزده
قربانت شوم ! تعليقهء شريف ، با صورتحساب كه در لفّ آن بوده ، و اصل و از مجارى حالات مسرّت آيات عالى شرف استحضار حاصل گرديد . مرقوم فرمودهايد دو هفته است عريضهء مخلص به سركار نرسيده و حال آنكه مورّخهء 29 ذىقعده عريضهء مفصّلى معروض داشته ، ارسال نمودم و هفته گذشته منتظر جواب بوده ، جوابى نرسيد . در اين هفته هم كه اينطور مرقوم شده است ؛ عجب است كه چه شده است . در كجا مانده ؟
در فقراتى كه اظهار شده است ، چه از بابت قبالهء ابتياع زمين ميرزا اسمعيل خانى ، چه از بابت خانه و غيره ، بر وفق دستورالعمل معمول خواهد شد . صورتحساب ارسالى را زيارت كردم . ليكن نه بهطور تفصيل ، بعد مفصّل ملاحظه مىشود . چند فقره اختلاف به نظرم رسيد ، باقى سياهه قبل از اين سياهه كه سه هزار و هشتصد و پنج تومان است ، در اين سياهه بيست و پنج تومان اضافه نوشتهايد كه هشتصد و سى تومان مىشود . پانصد تومان حواله به جناب آقا عبد الحسين را كه هيچ به خرج ننوشتهايد . مخارج بنّايى خانهء جديد در سياههء قبل گفته نشده ، در سياههء بعد چرا نوشته نشود ؟ در صورتحساب سلخ جمادى الثّانى 1307 به خطّ خودم فرستادم ، ملاحظه فرماييد پنج تومان پول خاله است و همچنين چند فقرهء ديگر . چون حالا فرصت نداشتم از رسيدگى ماهانه ممنوعم و پست هم عازم است .
تعليقهء شريف همين ساعت رسيد . دست مخلص هم بهواسطهء افتادن از اسب زخم و مجروح است . نمىتوانم چيزى بنويسم . مشهدى حاجى آقا با علياجاه مخدّره والده وارد شدند . روزى به شهر رفته دو يخدان ايشان را تسليم خواهم كرد . عمل