تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
است ، خودم هم هروقت شهر رفته ، كثرت كارهاى شخصى فرصت نداده آن‌جا بروم . ولى به دايهء بنده‌زاده حسين ، كه چند روز قبل از قلهك به شهر رفت ، سپردم كه مطلب را به مشار اليه حالى نمايد . ديگر نمىدانم آن‌جا رفته است يا خير . در فقرهء آمدن مشهدى حاجى آقا به تهران و هم‌راهى والده به اتّفاق مشار اليه اشاره فرموده‌ايد ،
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
اين هم مادر ، از ديگران چه توقّع بايد داشت . سركار ملتفت نيستيد از اين علاقهء مفرط كه والده با اين مرديكهء بىسر و پاى بىنام و نشان فرّاش صفت دارد ، چه بدنامى حاصل است ، مخصوص اين‌كه فرزندى مثل سركار را رها كرده و دنبال اين مرديكه ، كه در نقطهء ديگر زن و بچّه دارد ، روانه شود . مخارج والده و بچّهء ديگرش را از كجا مىدهد ؟ نه اين است كه اين نمك به حرام راه به ماليهء شخص سركار پيدا كرده و به انواع و اقسام سرقت نموده ، مىبرد و مىخورد ؟ و اللّه در عمل بنّايى اين شخص را نوعى ديدم كه اگر نفحهء مسيح باز دميده شود ، دست از دزدى و نمك حرامى برنخواهد داشت . حال باز از براى كاهيدن روح مىآيد . به سركار عرض مىنمايم كه بنده ابدا تكليف خود را نمىدانم با او مقابل شوم و ديگر حساب بنّايى را با او مطرح نمايم . مىفرماييد چيزى جريمه دهم . حاضرم پنجاه تومان حواله كرده‌ايد به والده داده شود ، حسب الامر خواهم داد ، ولى افسوس . از خداوند بصير و عليم ، سايلم كه يوما فيوما بر عزّت و دولت سركار بيافزايد ، به طورىكه دوست و دشمن همه از خوان احسان شما بهره‌مند شوند ؛ زيرا كه اين صفت ، صفت الهى است كه گرگ و ميش را از شريفهء احسان و وفور اكرام خود بهره‌مند مىدارد . عزيز جان باز در آخر تعليقهء رفيعهء كلك شريف با كمال جولان حركاتى فرموده و ترشّحاتى نموده . مخلص تصوّر كرد كه اگر به ايراد جواب سپرده‌ام ، وقت ضايع و باطل خواهد شد . همين‌قدر مىدانم كه سركار عالى به اقتضاى حسن ظنّ خودتان و تصوّر اين‌كه اين وجود نابود در مسلك خداشناسى يمكن سيّار باشد ، قريب پانزده سال است كه مهجور را به ارجاع خدمات مشغول داشته‌ايد . كم‌ترين هم اگر مبدع و مبدأ خداوندى كه فوق الرّؤوس حاضر و ناظر است قائل باشد ، معامله با سركار را فقط معامله با خدا بايد ببينم و به گمان خود اين نظر را هم تحصيل نموده‌ام . حال در موقعى و مواردى كه به اتّصال تازيانهء انتقام مىخورم ، با كمال تأثّر ناله مىكنم و حقّ شاهد است كه فقط اين اظهارات سخت را از سركارى نمىبينم ، بل‌كه تصوّر مىكنم
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 353 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) / ميرزا حسين خان مبصر السلطنه