هم اين اوقات به عادات تهرانىها معتاد شده . نمىدانم در كدام نقطهء ديگر سرگرمى پيدا كرده است كه به تكاليف خود نمىپردازد . بهطور اجمال عرض كردم كه دانسته باشيد . يكشنبهء گذشته در شهر با او قرارى تعيين كردم . كارى كه اين شخص دارد فقط يك روز آبيارى باغ است و ساير اوقات بىكار است و ابدا توجّهى نكرده كه خانه را از كثافت پاكيزه نمايد يا اينكه باغچههاى آنجا را كنده ، مرتّب و منظّم نمايد .
در خصوص زمين ميرزا اسمعيل خانى ، صيغهء آن در محضر پسر مرحوم آقا سيّد صادق خوانده شده است ، لكن تا يكشنبه كه به شهر رفتم ، قباله را نداده بودند .
وجه تعويق آن ، از قرارى كه جناب آقا ميرزا مذكور داشتند ، امضاى تمام ورثه است و مهر ديوانخانهء عدليّه در باب برات پانصد تومان قبل و سيصد تومانى كه بعد خودم حواله به ميرزا عبد اللّه صرّاف نمودهام . گمان مىكنم تاكنون وجه آن پرداخته شده باشد ، زيراكه هفتهء گذشته از قرار قبل جناب آقا ميرزا آقا ششصد تومان آن را پرداخته است . دويست تومان ديگر كه خود دادهام ، از وجوه محلّى و تنخواهى است كه از بابت بدهى خودم تهيّه كرده بودم و همچنين اين يكصد تومانى كه براى دستگردان در محضر شرع براى ابتياع زمين است ، همان حكم را دارد ، چون متّصل است كه با جناب ميرزا عبد اللّه صرّاف قدرى مدارا شود تا تمام وجود آن با فرع دريافت شود ؛ چون مصلحت داشتم سيصد تومانى كه بعد از پانصد تومان حوالهء آقا عبد الحسين دادهام ، با اين يكصد تومان دستگردان از بابت قيمت زمين بدين وضع پرداخته شود .
اگر حاصل زراعى جناب آقا ميرزا عبد اللّه به دست آمده بود ، ششصد تومان قيمت زمين را يكدفعه به او حواله مىكردم . مقصودم برات است . فرع تنخواه را هم سى مىدهد . سركار هم ملاحظه كنيد اگر مىفرماييد به وضع ديگر معمول دارم ، از آن قرار رفتار خواهم كرد . در خصوص اسبابى كه در خانهء سركار حاجى على محمّد خان است ، با مقرّب الخاقان ميرزا ابو القاسم خان قرار دادهام اگر خودشان از آنجا منتقل مىشوند ، مخلص را قبلا اطّلاع دهند تا در نقل اسباب مزبوره تدبيرى نمايم . همچنين با هادى خان اين مذاكره شود و تابهحال از مشار اليه اطّلاعى نرسيده است . اين دو سه روزه خودم به شهر خواهم رفت و بدانچه تكليف است ، عمل خواهد شد .
در خصوص صبيّهء مرحوم حاجى محمّد رضا ، مشار اليه كه نزد اين جانب نيآمده
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٥٢