اختصاص به تبعهء سفارت دادند كه دويست تومان چيزى كم قيمت باشد . اگر بخواهم حالا معيّنا بنويسم چهقدر از قيمت باغ و غيره سهم ما مىشود ممكن نيست . تا وجوه حاصله چه باشد و طلب طلبكاران جمعا چه شود .
در خصوص اراضى ميرزا اسمعيل خانى ، از قرارى كه شنيدم ، ورثهء آن مرحوم بهواسطهء رفع حاجت ، ملكى در بيرون دروازهء قزوين فروختند و حالا بدين جهت از فروش اراضى مقصود صرفنظر نموده ، واسطهء آنها نزد مخلص نيآمده است كه بتوانم از ذرعى سه قران چيزى كسر نمايم ؛ اگر بخواهم خودم دنبال كنم ، فروشنده بدهوى خواهد شد . حال هرچه بفرماييد با اين وضع معمول شود . در خصوص باغ بيرون كه سابقا عرض كرده بودم ، باغبانباشى حضرت اجلّ كليد باغ را به گماشتهء مخلص سپرده بود . معلوم شد كليدى هم مشار اليه دارد و كليدى هم به ما داده است كه وقتى او نباشد ، ما بتوانيم در باغ برويم . بعضى درختهاى ديگر كه لازم است اين اوقات كشته شود و سبزىكارى هم خواهد شد ، ان شاء اللّه .
نقدا باغى است مشجّر ، سيصد بار رشوه هم خريدهام كه تابهحال موجود است و بايد در قطعات آن ريخته شود . امسال به نوعى در تهران بارندگى شد كه هيچكس در سنوات قبل نديده و ياد ندارد .
امروز ديوار خانهء جديدى كه مخلص خريده است با دو اتاق تماما خراب شده .
نه منحصر به خانهء مخلص است ، خانههاى ناس و حمّامها و بازارها كلّى خراب شده ، جمعى تابهحال زير آوار رفته . خدا به خير بگذراند . مقصود از اين اظهار اين كه كتيبهء دو طاقنماى باغ بيرونى در كثرت بارندگى ريخته كه هوايى شود بايد تعمير شود . در باب ماهانهء خاله و غيره ، بهواسطهء بعد مسافت و دير رسيدن وجه به آنها اظهار داشتم كه روزى شش عبّاسى كرايهء دكّان ماستبندى است كه مقابل قراولخانه ، پشت باغ پسته بيگ است ، براى سهولت امر بگيرند و آخر هر ماهى اضافهء آن را كه شانزده هزار است به ما رد نمايند ، قبول نكردند . حال مذاكره مىكنم با آنها كه اگر مايلند ، به صرّاف حواله بنمايم . همه خودشان رفته دريافت نمايند .
در باب جعبهء دوا الحمد للّه به سلامتى به سركار رسيد . نسخهء ديگر براى دستورالعمل دواى سر نور چشم عزيز جان ميرزا موچول خان ، از جناب آقاى سيّد ابو تراب گرفته ، اينك لفّا ايفاد داشتم .
سركار چرچيلصاحب روز گذشته به سركار اظهار خلوص رسانيده ، فرمودند
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٢٨