گذرانيدن اين امر را هم مجدّدا و اكيدا به عبارات خوش و اظهارات دلكش خواهش نماييد ، بلكه ان شاء اللّه متّفقا بتوانيم اين امر را بگذرانيم و مكرّر عرض كردهام مشترى به هشتصد تومان رسيده . اجازه مىدهيد چيزى اضافه نموده ، خود قبول نماييم يا خير ؟ با وجودى كه خود سركار عالى باغ مزبور را مشاهده فرمودهايد و حقيقت قيمت آن را به فراست فطرى مىدانيد ، جواب صريح مرقوم نفرمودهايد .
در خصوص بارندگى زياد در اين ولا ، پاك كردن برف ديوارها [ و ] زمين را به عهدهء مشهدى محمّد باغبان حضرت اجلّ كه در حال درختكارى و تسطيح آنجا است ، واگذار كردهام . نمىدانم چه شده كه دو سه روز قبل كليد درب زمين را به ميرزا هاشم آدم مخلص مسترد نموده است . در خصوص مجراى آب مريضخانه ، زمستان است و ميرآبها كمتر ديده مىشوند . محتمل است همين دو سه روزه مشهدى حسن ميرآب را كه رييس ساير ميرآبها است ، ملاقات نموده ، قرار اين كار را بدهم . در خصوص عريضه به حضرت اجلّ كه اراده داشتم حضورا در سفارت داده و شفاها استدعا كنم ، شبى كه عيد گرفته شد ، حسب الدعوة سفارت آمدند ، ولى وضع طورى شد كه مجال اين امر نشد . از خيال منصرف نيستم ، مىخواهم بدون موقع نباشد . اگر عريضه بفرستم ، مىترسم در موقع اجابت داده نشود و آنوقت خيلى ثمين است . بدين لحاظ خيلى خايفم .
در خصوص سقف طويلهء خانهء جديد ، آنچه مرقوم فرمودهايد ، صحيح است ولى اين مطلب را هم دانسته باشيد كه افق تهران از حيث بارندگى مثل مازندران شده است . تعمير آنجا به مراقبت جناب آقا ميرزا ابراهيم كه واسطهاند شد و قرار شد از مالالاجارهء آينده محسوب دارند . زمين به خوبى مسطّح و درختكارى شده است .
بعضى درختهاى ديگر از قبيل سرو و غيره كه موقع كشتن آنها بهار است ، مانده است . تا به وقت آن جعبهء دوا به اتمام رسيده . ان شاء اللّه با جلودار سركارى مىفرستم .
در خصوص عزيمت نور چشم عزيزم ميرزا عبد اللّه به تهران ، بلى لازم است كه سفرى به تهران نموده ، بعد از آن مسافرتى هم به اصفهان نمايد . املاك زراعتى موروثى آباء و اجدادى مخلص ، بهواسطهء عدم سرپرستى ، بهكلّى خراب و ويران و از حيّز تحصيل دينارى و فايده ساقط شده است . عالىجاه نورچشمى ميرزا سليمان هم كه عربستان است . دلسوز ديگرى هم كه نداريم . وكالت سرپرستى آنجا را به مقرّب الخاقان آقا ميرزا اسد اللّه دادم ، ولى با تعهّدات حضورى ابدا توجّهى از ايشان به
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣١٨