تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
است . قبول مىكنيد مختاريد ، نمىكنيد هم صاحب اختياريد . در زمان حضور همه نوع حرف از او شنيده بودم ، غير از اين‌كه بگويد طلب‌كارم . اين مطلب را هم كه حالا در كاشان اظهار داشته است ، البتّه حمايت محترمهء والده پيش از اين‌ها او را ديده‌اند و چنين جسور مىنمايد . اگر مشار اليه در تهران با بنده مقابل شود ، تكليف ديگر حاصل خواهد شد . ابدا لقاى او را طالب نيستم ، دانسته باشيد . در خصوص باغ مرحوم ميرزا شيخ على ، سابقا عرض كردم ديگرى پيدا شده ، هشت‌صد تومان مىخرد و گويا بانك هم طالب باشد . مخلص مراقبت تام دارد تا ببينم بعد چه مىشود . خانه بيرون سركشى كردم و مىكنم . چند روز متواليا در تهران باران و برف آمد . دو سه روز قبل برفى افتاد كه اهالى تهران مىگويند تاكنون چنين برفى نديده بوديم . برفى آب‌دار و سنگين . خيلى خرابى بر خانه‌هاى مردم روى داد . سقف طويله خانهء بيرونى خيلى ريزش كرده كه بايد تعمير شود . كوزه‌هاى گل را در طويله خانه‌هاى شهر خودمان گذارديم ، مگر نارنج را كه به اين محلّه آورديم ، مابقى را هم به اين محلّه خواهيم آورد . سركار مقرّب الخاقان آقاى هادى خان چند روز بود ناخوش بودند . خانهء ايشان هم مريضه بود . تعويق ارسال مراسلات ايشان از اين جهت بوده است ، ولى سه روز قبل خودشان پاكت فرستادند . ديگر اين‌كه دو سه روز قبل جناب آقاى آقا سيّد ابو تراب جعبهء دوا را بيع ، [ با ] دستورالعمل آن فرستادند . شب بعد را هم در منزل جناب آقا ميرزا آقا مشرّف بودم . دو سه فقره دواى ديگر كه تكميل مىدهد ، دواهاى جعبه را لازم است كه گرفته شود و هم‌چنين چراغ الكلى آن سرپوشش شكسته شده ، فرمودند يكى گرفته به عوض آن خواهند داد . با اين غلام نشد بفرستم ، با غلام بعد ارسال خواهد شد . ساعت مشهدى حاجى آقا را مصحوب غلام كه محمّد اسمعيل بيگ نام دارد ، ارسال داشتم . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد . فى 24 شهر جمادى الاوّل 1308 .