نود و پنج
قربانت شوم ! هفتهء گذشته به زيارت تعليقهء لمعيه عالى مشرّف نشدم ، لكن در اين هفته رقيمهء شريف وصول يافت . در باب خانهء جنب سفارت روس ، بدانچه مرقوم فرموده بوديد ، آگاهى حاصل نمود . ان شاء اللّه خودتان به تهران تشريف مىآوريد . خانهء وسيع با روح و صفايى به سليقهء خودتان تحصيل كرده ، ابتياع مىفرماييد . الحال هم كه به حمد اللّه خانه داريد . محتاج به خانه نخواهيد بود .
دىشب را در منزل جناب آقا ميرزا آقا بوديم . جناب آقا ميرزا ابراهيم نيز در آنجا آمدند و عنوان از اين مطلب نمودند كه جناب وزير مختار فرانسه مايل شده است كه زمين مقابل باغ حضرت اجلّ را عمارت سفارتى براى اقامت ايشان بسازد . تقريبا هشت هزار تومان خرج آنجا خواهد شد . اجارهء چهار سالهء آنجا را ، كه دو هزار تومان باشد ، پيش خواهند داد كه خرج بنّايى آنجا بشود و گفتهاند اگر حاجى راضى مىشود ، بيآيد كه كنترات آن را بنويسيم . خانهء دكتر را هم به نظر آوردهاند كه اگر اينجا نشود ، در آنجا اوّل بهار بنّايى بكنند . وضع عمارت را هم به طرحريزى مهندس خودشان خواهد ساخت .
در باب حساب مشهدى حاجى آقا ، صورت اجمال و تفصيل حساب را لفّا ايفاد داشتم . يك فقره تفاوتى از بابت سنگ است كه ادّعا مىكند و يك فقرهء ديگر از باب صرف پول . آنها را هم خود سركار حساب فرماييد ، ببينيد باقى او چه مىشود .
اين جانب دو تومان و پنج قران به جهت آجر و آهكى كه به قلهك آوردند ، به مشار اليه دادم . مىگويد شانزده قران ديگر باقى شما است و حال آنكه حاجى باقر فخّار گفته است من آن آجر و آهك را به حاجى پيشكش كردهام . در هر صورت