تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

هشتاد

قربانت شوم ! تعليقهء مختصرهء عالى شرف وصول ارزانى داشت . از محضر استقامت حالات فرخنده آيات ، كمال فرح و انبساط حاصل گرديد . در باب امورى كه سابقا مرقوم فرموده بوديد ، هريك را به ايراد جواب پرداخته‌ام . البتّه به لحاظ شريف گذشته است ديوار زمين را كه مشغوليم و بنّا و عمله همه‌روزه كار مىكنند . كار قدرى مشكل خواهد شد ، كه چهار روز ديگر به ملازمت سفارت به ييلاق مىروم . ناچارم رسيدگى به اين كار را به عهدهء جناب آقا ميرزا آقا يا امينى ديگر محوّل نمايم . مردم عالمى را مىسوزانند براى يك شاهى نفع . خانهء قديم را چند نفر پيدا شدند و از چهار تومان و چهار تومان و نيم بيش‌تر اجاره نمىكردند . روز گذشته سركار هادى خان به اتّفاق برادر چراغ‌چىباشى بنده منزل آمدند . جوانى است بسيار معقول و كم‌جمعيّت . خان معزى اليه مصلحت دانسته به چهار تومان و نيم به مشار اليه اجاره داده شود . مخلص موقوف داشتم به اجازهء سركار عالى . براى خانهء جديد هم مستأجر خوبى هنوز پيدا نشده است . در باب قطعه زمين ارمنى ، تابه‌حال خيلى مذاكره شده است ، لكن مشار اليه به‌واسطهء اين‌كه فرنگيان تمام قطعات اراضى اطراف اين زمين را خريدند و نيز چهار هزار ذرع زمين جنب خيابان ضلع باغ حضرت اجلّ اشرف را جناب مصباح الملك براى عمارت خريد ، ارمنى مشار اليه هواى زياد در اين باب بر سر حاصل كرده است . در باب عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه ، قبل از اين‌كه مرقوم شود چيزى به او بنويسم ، مختصر به او نوشته بودم كه حتما بايد به كاشان بمانى ، ولى يك نفر لازم است به اصفهان رفته ، مراجعت نمايد .