تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
رفته ملاحظه خواهم كرد و درصدد تعمير آن‌جا برمىآيم . ديگر اين‌كه سابقا عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه محرمانه خواهشى كرد كه ازدياد مرسومى طلب نماييم ، زيراكه ماهى سه تومان كفاف او را نخواهد داد . حال چنين اشعار و معلوم مىشود كه باطن حال آن متوجّه بدين منظور داشت و مستدعى است كه ازدياد مرسومى در حقّ او مبذول شود . مخلص نيز تاكنون مستدعيات او را راجع به حق‌ّگزارى و انصاف خود سركار عالى نموده ، باز هم معاف و ساكتم . وضع و امورات زراعتى و غيرهء ماها هم در اصفهان مغشوش است . سفرى اگر با اجازهء سركار براى اين مقام آن‌جا برود ، بد نيست . كارهاى آن‌جا هم در نفس الامر متعلّق به خود جناب عالى است . طلب‌كاران و بده‌كاران مرحوم آقا ميرزا شيخ على را در سفارت به وزارت عدليّه رجوع كردند . مجلسى هم شد تا بعد چه شود . فخيمهء محترمه والده را دعا مىرسانم . داخل خانه الحمد للّه سالمند . والدهء بنده‌زاده حسين از والدهء نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان زياد از حدّ گله و شكايت دارد . زياده [ از ] حدّ تصديع‌افزا شد . فى 25 رجب 1307 .