تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
نوشته‌ام ، مصحوب پست ارسال داريد . آخر آن نگاشته بود مستقيما فرستادم . بلاواسطه به ايشان خواهد رسيد . مطلب ديگر اين‌كه حوالى سفارت ، حضرت اجل امين السّلطان باغى و قناتى براى آن احداث كرده كه خيلى تعريف پيدا كرده است . اراضى اطراف روز به روز در تحوّل و ترقّى است . خيال كردم دو سه قطعه زمين خريده داشته باشيم . اگر مقتضى شد وقتى عمارت ساخته شود ، نعم المطلوب . و الّا روز به روز بر قيمت آن افزوده مىشود و ضرر در اين كار متصوّر نيست . آب هم آن‌جا فراوان است . يك قطعه زمين نه‌صد ذرعى است كه مالك آن يك نفر گبر است . قطعهء متّصل به آن را فرّاش دفتر سفارت ذرعى سى و پنج شاهى خريده است . قطعه زمينى هم جناب امين اللّه صدق آقا ميرزا على محمّد دارند كه اين قطعه هزار و چهارصد ذرع و نزديك به آب و باغ حضرت اجلّ اقدس است ، بسيار مرغوب و براى عمارت عديل ندارد . با ايشان هم درآمد قيمتى كرده‌ام اگر راضى شوند و اگر مصلحت بدانيد اين دو فقره ابتياع شود . يك‌وقت هم به كار شما خواهد خورد و هم به كار مخلص . مردم در آن‌جاها شروع كرده‌اند خانه مىسازند و عن‌قريب محلّهء جديد فرنگىنشين در آن‌جا احداث خواهد شد . امروز سركار چرچيل صاحب از سلامتى وجود مبارك مستحضر بودند . خيلى مهربانى از ايشان به ظهور رسيد . فرمودند : « سلام مرا به خان برسان و كاملا احوال‌پرسى نماييد . » عرض كردم : « كم‌تر كاغذى از سركار خان رسيده كه جوياى حالات سركار نشده باشد ، چه در مسافرت سركار به لندن و چه هنگام حركت . » از آن‌جا براى مراجعت يك رأس اسب هم كه چهل تومان ارزش دارد ، به بنده مرحمت نموده‌اند . مهربانى خيلى از ايشان به ظهور مىرسد . ديگر اين‌كه بعضى فقرات در عريضهء قبل عرض كرده‌ام و منتظر جوابم . حسب الامر رسيدگى بام‌ها و غيرهء خانهء قديم خواهم كرد و به طورى كه مقتضى است ، معمول مىشود . بارى ، نور چشم عزيزم را ديده بوس فرماييد . اگر عكّاسى در آن‌جا پيدا شود ، خيلى مايلم عكس محترم سركار را با حضور او داشته باشم . والدهء بنده‌زاده حسين
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 232 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) / ميرزا حسين خان مبصر السلطنه