تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
مطلب ديگر اين‌كه البتّه اطّلاع داريد كه دكتر محمّد ، قرب به سفارت ، پنج هزار و چهارصد ذرع زمين ابتياع كرده ، مبالغى در آن‌جا صرف عمارت كرده و به‌واسطهء نرسيدن تنخواه و تنزّل در كار و شغل ، اين عمارت به اتمام نرسيده . بارندگى زمستان هم سال گذشته آن‌جا را خراب كرده ، از صورت نوعيه انداخت . حالا مىگويد : « اراده دارم بروم فرنگستان و اين عمارت را مىخواهم به بيع قطعى پانصد تومان نزد كسى گذارده به اين شرط كه پس از يك سال مبلغ مزبور را بدهد ، آن محلّ به خود او واگذار شود ، و الّا به همان بيع قطعى به آن كسى كه تنخواه داده است برقرار خواهد بود . » حالا مىخواهد وجهى از سركار آقا ميرزا شيخ على يا از آقا حسن پسر آقا رجب رخت‌دار بگيرد و اين معامله را بنمايد . معزى اليهما از اين مطلب عنوان كردند كه اگر دكتر سر موعد تنخواه را نداده و اين محلّ به ملكيت ما درآمد ، تا زنده‌ايم در خويشى و دوستى شكايت دكتر از ما مسلوب نخواهد شد و گفتند : « يا ماها پانصد تومان را داده و شما سند به اسم خودتان بگيريد و سر موعد اگر تنخواه نرسيد به ماها انتقال بنماييد كه تصوّر كند شما به ماها منتقل نموده‌ايد ، يا اين‌كه اگر تنخواه داريد ، اين معامله را از قرار تومانى يك عبّاسى فرع مستقلّا با دكتر نموده ، سر موعد ، به موجب نوشته كه به شما مىسپارم ، تنخواه شما را با فرع مىدهيم ، آن محلّ را به ماها واگذاريد . » لازم ديد در اين باب از سركار دستورالعمل بخواهيم كه اگر مصلحت دانيد ، اين معامله را بنمايم . نقد اعلان‌ها از دو هزار تومان ، بل‌كه قريب به سه هزار تومان به جهت دكتر تمام شده است . در خصوص تفنگ مرقوم فرموده بوديد سركار امان اللّه خان قبض بدهند تفنگ را به ايشان تسليم خواهم نمود ، لكن تفنگ را به استاد رستم براى اجرت سابقه دادن - كه ممكن است حال به يك تومان يا پانزده هزار قانع كرده - شرط هزم و عاقبت‌بينى است . اگر حال به اين وجه اجرت راضى باشد ، تفنگ كه به تصرّف او آمد ، پيش از اين‌ها مطالبه خواهد كرد . در باب سركار شيخ مرتضى ، خداوند شاهد است همه‌روزه اصرار و ابرام دارم و تأكيدات اكيده به عمل مىآيد . مىگويد : « صرّاف‌ها را مدّتى است در حبس محبوس داشته‌ام و مقصود اصلى وصول تنخواه ميرزا حسين خان است . »