بلافايده و خالى نخواهد بود و بدين لحاظ خود را تسلّى مىدهم . شيخ مرتضى اين اوقات خيلى مساهله در كار دارند . مخصوص در اين كارى كه راجع به سركار است .
نمىدانم چه بايد كرد . باز چند روز قبل مطالبهء بقيّهء دوا را كرده بود ، ولى كمتر بود .
وجه قيمت آن را مىدهم .
سركار آقا ميرزا شيخ على جواب داده بودند بنده شيركچى نيستم . كار سركار خان را هم كه هنوز انجام ندادهايد . بارى از وضع حالات اين مردم حيرانم .
در خصوص صورت حساب ، هنگام فراغت نوشته ، ارسال مىدارم كه اطّلاع حاصل آيد . در خصوص تعمير خانه و مراقبت به جهات مرقوم و دادن شش تومان به محترمهء والده ، به همان طورى كه مرقوم داشتهايد ، اقدام مىنمايم .
در خصوص شخص امين براى اقساط گمرك ، كه محرمانه مرقوم داشتهايد ، شخصى براى اين كار از جناب آقا ميرزا آقا ، كه واقعا جوانى است آراسته و به حسن امانت و ديانت نامه پيراسته است ، بهتر در اين شهر سراغ ندارم و از هر جهت تنها است . اطمينان را از ايشان داشته [ و ] دارم و در موارد امتحان ، ذرّهاى قلب و غش تابهحال در ايشان مشهود نشده است . خاصّه اينكه خودشان هم در پست خانه ساكن و از صاحب منصبان محترم آن ادارهاند . زياده تصديع نمىدهد . عزيز جانم موچول جان را ديده بوس فرماييد . چون فرصت نيست ، از نگارش مراسلهء عالىجاه نور چشم مهربان ميرزا عبد اللّه معذرت مىخواهم .
فى 8 رجب 1306 .
آقايان عظام كه حاضرند ، به كمال اشتياق سلام مىرسانند .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص١٨٨