پنجاه و سه
محبوب جان و سرور معظّم مهربان من ! تعليقهء مورّخهء 17 شهر حال آن محبوب شرف وصول ارزانى داشت و از مراقبت مندرجه استحضار حاصل و از استقامت حالات مسرّت آيات عالى به اعلى درايج خرّمى و شعف نايل گرديدم . اوّلا در خصوص آب خانهء جديد شرحى مرقوم فرموده بوديد كه چهگونه مىشود ماهى يك تومان براى آب اين خانه داد . از اين مطلب كمال استعجاب حاصل نموده و تصوّر كردم چه جهت دارد كه عريضهء اين مهجور به لحاظ دقّت و ملاحظهء رفيق آن محبوب جان مشرّف و فايز نمىشود . زيراكه اگر درست توجّهى فرموده بوديد ، حقيقت آنچه در اين باب جوابا تصديع داده بودم ، معلوم و مكشوف مىآيد .
اين خانه را سابقا ماهى دو سه هزار به رسم انعام به ميراب مىدادهاند و آب به كفايت از نهر قنات جناب ميرزا عيسى وزير ، كه بالا دست قراول خانه ، جنب سفارت ، در خيابان جارى است ، مىبردهاند ، كما اينكه حالا هم بخواهيم به همين وضع آب بيآيد ، مانعى متصوّر نيست . لكن سركار آقا ميرزا شيخ على - هنگامى كه خانهء مرحوم ميرزا جان را ، كه بسيار وسيع و حوض آن بزرگ است ، ابتياع نمودند - محض سهولت و رفاه ، دو ساعت آب در دورهء هفت شبانهروز از جناب ميرزا عيسى اجاره نموده ، به ده تومان ساليانه ، كه اين خانه مشروب مىشده . دور خانهء جديد الابتياعى سركار هم آب مىبردهاند . حالا چون وضع تغيير كرده ، خانه به تملّك سركار مستقر گرديد ، بسته به ميل و اجازهء سركار عالى است كه به هر نحو مايل باشيد معمول شود . اگر مىفرماييد ساليانه از قرار سه چهار تومان اجاره شود و اگر مصلحت دانيد ، ماهى سه قران يا كمتر به ميرآب داده ، مستمرّا آب به خانه بيآيد .