مىكشد . بعد اهالى شهر امضاى قتل قونسول را مىدهند و او را در عوض به هلاكت مىرسانند و مىگويند قونسول از طرفداران شورشيان بلغار است . حال ما بين عثمانى و روس مذاكرات در ميان است . پادشاه عثمانى رئيس پليس و جمعى را در عوض از مناستر عزل مىنمايد و عذر از دولت روس مىخواهد . مىگويند روس كشتى جنگى به آنجا فرستاده .
در ماه اوت در شهر ( نيكولايف ) و ( نيف ) از بلاد روس شورش و اغتشاش شده حاكم و رئيس پليس را مجروح مىنمايند و جمعى از شورشيان گرفتار شدند .
در ربيع الاول در ايالت ارمنيه زلزله سختى شده ، چندين هزار نفر تلف شدهاند . چون پادشاه صربستان اختيار مملكت را به دست ملكهء خود داده بود و از روى هوا و هوس رفتار مىنمود ، در ماه صفر مردم شورش كرده به اتاق او مىريزند و هردو را به قتل مىآورند . در ماه ربيع الاول مردم به طور اجماع ( قره ژرژويت ) « 1 » را به پادشاهى صربستان اختيار مىنمايند .
قشون ملاى سومالى ، در ماه ربيع الاول سخت با قشون انگليس مىجنگد و سيمهاى تلگراف را قطع مىنمايند .
در ربيع الاول ما بين دولت مراكش و شورشيان آن مملكت نزاع سخت حادث شده ، علاوه از پنج هزار نفر از لشكر دولت را كشتهاند . سكنه شهر ( فيگيك ) « 2 » واقع در مملكت مراكش بالمره در تحت اطاعت دولت فرانسه درآمدهاند .
در بيست و هفتم جمادى الثانيه ، اتابيك از قيطريه ييلاق خود به تهران آمد . به مردم گفت شاه به من مىگويد بيست كرور قرض از خارجه كن . من گفتم در قوهء من نيست و ديگر كسى به من قرض نمىدهد . به علاوه اين خيانت به دولت و ملت است . آن پول اول را كه قرض كردم ، خيانت به ملت ايران نمودم . تمام را در راه بىفايده خرج كرديد . چون شاه براى قرض پول به من سخت گرفت ، من از صدارت استعفا كردم و گفتم به مكه بايد بروم . شاه هردو را قبول كرد . نيز گفتم وزراى ديگر داريد ، آنها قرض نمايند . من در اين
هامش
( 1 ) .Karageorges ( Georges Petrovitch )( 2 ) .Fighig