مدت هرچه توانستم خدمتهاى بزرگ به دولت نمودم . به پدرم كه در مجلس اتابيك حضور داشت ، گفت اگر مرا مىخواهيد دعا كنيد به سلامت به مكهء مشرّفه بروم و اين سفر چنان مرا شيفته دارد كه آرزوى هيچ چيزى را نمىنمايم و اين شعر را قرائت كرده به علاوهء چند شعر ديگر كه آرزوى مكه را مىنمود .
هواى كعبه چنان مىدواندم به نشاط * كه خارهاى مغيلان حرير مىآيد
در بيست و نهم جمادى الثانيه اتابيك صبح به سرخهحصار به خدمت شاه رفت و پاى شاه را بوسيد و مرخصى مكه را گرفت و شاه كمال مهربانى را به او نمود و از آنجا با كالسكهء چاپارى و هفت نفر اجزاء از طرف گيلان عازم مكه شد .
در عشر سوم جمادى الآخر ، عضد الملك « 1 » قجر كه از وزراى اول شاه است به خدمت شاه مىرود و فصلى از اتابيك تعريف مىنمايد و مىگويد صدارت پيراهنى است از براى او . چرا او را از كار بازداشتيد . كسى ديگر نمىتواند اين كار را پيش ببرد .
در عشر سوم جمادى الآخر ، در تهران در قراولخانهها « 2 » و سر معابر سرباز افزودهاند و از بلوا مىترسند . مىگويند از جهت اين است كه چون اتابيك معزول شده مردم شورش مىنمايند . پس از عزل اتابيك ، تمام مردم تهران ، بلكه عموم ايران ، افسوس دارند و از كارهاى خود مأيوسند . مثل اين است كه پدر ايشان مرده است . چنان دوستى اتابيك در دل مردم جاى كرده كه بيرون نمىرود . مردم غصه و اندوه دارند و مىگويند چون او رفته ديگران از عهدهء صدارت ايران برنمىآيند و عنقريب است كه آشوبى بزرگ روى دهد كه كسى نتواند او را بخواباند . خداوند تعالى به اين مردم گداى ايران رحم نمايد .
مىگويند شاهزاده عبد المجيد ميرزاى عين الدوله پسر عضد الدوله « 3 » ابن فتحعلى شاه كه دعوى صدارت دارد به شاه گفته كه امور را به من بسپاريد . من پنج ساله متقبل هستم كه خرج و دخل دولت را تعديل نمايم و ماليات را ترتيب دهم .
در عشر سوم جمادى الاخرى شاهزاده احتشام الملك بن احتشام الدوله اويس ميرزا
هامش
( 1 ) . عليرضا خان عضد الملك ايلخانى قاجار كه در آغاز سلطنت احمد شاه عنوان نايب السلطنه يافت .
( 2 ) . در متن : قراول خانها .
( 3 ) . عضد الدوله سلطان احمد ميرزا پسر فتحعلى شاه از بطن تاج الدوله و مؤلف تاريخ عضدى .