تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
آصف الدوله را قينش مىهلم ، يعنى . . . ش مىگذارم . در مشهد ، در ماه رمضان و شوال هرج‌ومرج است . زيرا كه نيّر الدوله حكمران يك نفر از سادات را به قتل رسانيده . در مازندران در رمضان و شوال ، به‌جهت بىميلى اهالى از ظهير الدوله حكمران ، آشوب است . جمعى از سادات از ظلم جلال الدوله « 1 » حاكم يزد به طهران آمده‌اند و در ارگ به زير توپ مرواريد بست نشسته‌اند . كسى به داد آنها نرسيد . پس از ده پانزده روز ، اتابيك از آن‌جا با كالسكه مىگذشت بناى تظلّم و فرياد را نهادند ، اسبان كالسكه قدرى رم كردند . اتابيك متغير شده حاجب الدوله را حكم داد تمام عارضين را از آن‌جا به ضرب چوب بيرون نمودند و گفت من به عرض شما نمىرسم . مردم عراق از تعدّى عضد الدوله حكمران عراق به قم آمده عارض و تظلّم مىباشند . ناصر الدين شاه پس از آن‌كه فوت شد ، صد و هفده زن عقدى و صيغه در حبالهء نكاح درآورده بود . در چهاردهم رمضان المبارك ، در بعضى از ييلاقات جنوبى كاشان ، برفى سه چهار يك عمق آمده است . شجاع الدوله حاكم قوچان سالش قريب به چهل است . مردى متهور و ظالم مىباشد . ظلمش از حجّاج و ابن زياد برتر است . در ملأ اعمال قبيحه به‌جاى مىآورد . ماليات قوچان ، چهل هزار تومان است سالى صد و هفت هزار تومان از رعيت مىگيرد ، غير از جرم و جنايت . اتابيك اعظم صدراعظم حاليه ، به غلامحسين خان وزير عدليه نقل كرد كه در عهد وزارت دربارش وقتى با ناصر الدين شاه مرحوم گفتگو كرد ، براى شاه چوب كشيد . وزارت قورخانه را از ماه شوال به سردار اكرم دادند . پس از آن‌كه عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما ، از حكومت فارس دو سال قبل ، به كربلاى معلّى رفت و در آن‌جا متوقف شد و نسبت خيانت به او دادند كه در فارس و هم
هامش
( 1 ) . سلطان حسين ميرزا جلال الدوله پسر ارشد ظل السلطان . سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان برادرى تنى داشت به همين نام و لقب كه در عين جوانى درگذشت و ظل السلطان براى زنده نگه داشتن ياد وى ، نام و لقب او را بر پسر خويش نهاد .