عبد الحميد خان « 1 » پادشاه عثمانى حاليه تقريبا شصت سال از عمر او مىگذرد . رسمش اين است كه با اين كبر سن به كلى و جزئى امور خود رسيدگى مىنمايد و كارى به وزرا وانمىگذارد و تا صبح بيدار است و خيلى در امور دقيق مىباشد . رسم او آن است كه عكس زياد در دست مردم ندارد . زيرا كه دشمن خيلى دارد . نمىخواهد كسى او را بشناسد . اين پادشاه به لهوولعب مشغول نيست و وقت آن را ندارد و مرد غيرتمند وطن دوستى است در حفظ ظاهر شرع خيلى دقت دارد .
در عشر دوم رمضان ، رياست محاكمات وزارت خارجه را از ميرزا كاظم خان ممتحن السلطنه كه مردى فراش مسلك و از علوم و السنهء خارجه بىخبر است و خلافهاى متعدده كه رسما از او ايراد داشتند گرفتند و به ميرزا زين العابدين خان شريف الدوله كاشى غفارى دادند « 2 » . شريف الدوله مردى عادل و درست و در زبان فرانسه و پلتيك اول شخص ايران است و در كارها بىملاحظه است . لكن قدرى سودائى [ است ] و خود را مىستايد . سابق اين كار با او بود و خوب از عهده برآمد و حال هم قبول نمىنمود .
در رمضان ، كارپردازى بادكوبه را به ميرزا اسماعيل خان دبير الممالك پسر ميرزا على نقى خان مشاور السلطان حاكم قم دادند « 3 » . در عشر دوم شوال ، كارگزارى بوشهر و بندرات را به نصرة السلطان دادند . در عشر اول شوال ، شاه در شكارگاه جاجرود يك پلنگ زد .
در رمضان المبارك ، حكومت سيستان و بلوچستان را به عزيز اللّه ميرزا ظفر السلطنه سردار پسر جلال الدين ميرزا بن فتحعلى شاه كه حكومت همدان را داشت دادند .
هامش
( 1 ) . يعنى سلطان عبد الحميد خان ثانى كه از ستمگران و آدمكشان معروف بود و سرانجام بر اثر اين زشتكاريها ، جماعت « تركهاى جوان » بر او شوريدند و قدرت را در دست گرفتند . هرچند كه آنان خود كمتر از وى در سفاكى و ستمگرى نبودند .
( 2 ) . شريف الدوله كه خانوادهاش نام بنى آدم را انتخاب كردند از جمله چهل و دو نفرى بود كه به عنوان تكميل تحصيلات دار الفنونى به اروپا رفتند .
( 3 ) . ميرزا على نقى خان حكيم الممالك .