لگن برايش پيشخدمت مىآورد و ايستاده ادرار مىنمايد . در روزهاى عيد ملتى يا دولتى لباس مشكى مىپوشد و شمشير جواهر مىآويزد و صورت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را كه در روى جواهر است به سينه مىآويزد و يك گل كه از پرههاى الماس است به وسط روى كلاه مىزند . آنوقت در توى اطاق در روى صندلى مىنشيند و گاهى هم در حياط معروف به تخت مرمر كه در طهران است سلام مىنشيند . آنوقت به روى تخت مرمر مىنشيند . ( اين تخت مرمر را سابق از شيراز به طهران آوردهاند و از جمشيد است و بسيار نفيس مىباشد ) . در وقت سلام ، چند فوج از سرباز و سوار در حياط آمده به نظام صف مىكشند . ساير وزرا و اجزاى ادارات با لباس رسمى نيز هريك در جاى خود قرار مىگيرند . در اطاقى كه شاه براى سلام مىنشيند ، جمعى از وزرا و شاهزادگان و پسرهاى شاه به ترتيب مىايستند . گاهى اوقات هم اتابيك در اطاق مىايستد . آنوقت كه وقت سلام مىشود ، شاه از اطاق ديگر مىآيد و به روى صندلى مىنشيند . حاضر باش سلام را آجودانباشى افواج خبردار مىگويد . تمام به يك دفعه تعظيم مىنمايند و موزيكانچى هر دسته موزيك سلام مىزند و افواج به حركت تفنگ سلام مىدهند و بعضى صاحبمنصبان اروپايى كه در سلام هستند با دست سلام مىدهند . آنوقت شاه به تمام حاضرين مىگويد اين عيد بر شما مبارك باشد . همه به يك بار تعظيم مىنمايند . پس يك نفر معروف به خطيب با لباس مخصوص آمده در جلو مىايستد و خطبهء فارسى مىخواند از درود خداى تعالى و صلوات بر پيغمبر و امير المؤمنين و ائمه عليهم السّلام . پس مىگويد اين عيد بر شاه مبارك است . چون به اسم هريك كه مىرسد از خاتم انبيا ، ائمه و شاه مردم احتراما تعظيم مىنمايند . پس از اتمام خطبه ، شاعر سلام آمده مختصر قصيدهاى در وصف عيد و سلامتى شاه مىخواند . پس از آن مخاطب سلام كه در پاى اطاق در حياط ايستاده و اين شخص بايد يك نفر از وزراى محترم باشد كه شاه با او حرف مىزند ، مثلا مىگويد هوا سرد است يا گرم . عيد خوب عيدى است . گاهى هم در سلام تعريف صدراعظم وقت را مىنمايد . در اين بين هم پيشخدمت مخصوص يك غليان جواهر با نىپيچ مىآورد . اما آتش و تنباكو ندارد . شاه با او بازى مىكند . گاهى هم در سلام ، شاه با سبيلش بازى مىنمايد . آنوقت برمىخيزد و به اطاق ديگر مىرود . اين
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 596
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٥٩٦