الماس هم دارد . كلاهش از پوست است . به خود جواهر مثل پدرش نمىزند . وقت سوارى يك شمشير مرصع مىبندد . اغلب در دست عصا دارد . رسمش اين است كه چون از اندرون بيرون آمد در حياط - اگر بارانى نباشد - چند ساعت گردش مىنمايد .
وزرا و امرا و پيشخدمتها نزد او مىآيند . با هريك به فراخور حالش صحبت مىنمايد و با بعضى احوالپرسى مىنمايد . آنگاه صدراعظم عهد ، يا در اطاق ، يا در حياط به حضور مىآيد . قدرى كه ايستاد ، در حضور سايرين بعضى صحبتهاى غير خلوتى را مىنمايد .
پس از آن مىگويد صدراعظم بيا ، اينوقت حاضرين مىدانند كه مىخواهد خلوت نمايد . همه متفرق و دور مىشوند مگر صدراعظم كه با شاه - اگر در حياط است - به راه مىافتد و مطالب محرمانه را باهم گفتگو مىنمايند . اگر شاه در اطاق است و نشسته باشد اتابيك را اذن مىدهد كه بنشين و احدى را آنوقت در اطاق راه نمىدهد و ناظم خلوت پشت در اطاق مىنشيند و آنوقت كسى را راه نمىدهد . شاه اغلب در روى صندلى مىنشيند ، پس از آنكه صدراعظم رفت خلوت بههم مىخورد . آنوقت منشى حضور عرايض را مىآورد و مىنشيند و به عرض شاه مىرساند و بالاى عرايض را از رد و قبول آن منشى مىنويسد و شاه در پائين آن صحهء مخصوصى مىگذارد و آن صحّه گاهى به مركب قرمز و گاهى به مركب بنفش يا سياه است . در حياط هم به قلم مداد صحه مىگذارد و خطاب را بيشتر به صدراعظم مىنويسد ، گاهى هم به ساير وزرا . عنوانش به صدراعظم « جناب اشرف صدراعظم » است . در وقت عرايضخوانى هم به يك درجه خلوت است . همه كس را در اطاق راه نمىدهند . در وقت ظهر ، ناظر ناهار را در يكى از اطاقها مىاندازد . سابق در روى ميز يك چارك ارتفاع بود و خود شاه هم روى زمين مىنشست . پس از مراجعت از فرنگ روى مبل مىنشيند و ناهار را روى ميز معمولى پهن مىنمايند . دو قاپ پلو و چلو با ساير خورشها و كبابها دارد . بعد از سفر فرنگ هم ميوهجات را در ناهارش مىگذارند . از مغز استخوان خيلى مىخورد . غذاى فرنگى هم در ناهارش مىگذارند . شاه پرخور نيست . ناهار را از بيرون فراش خلوت مىآورد . اما پيشخدمت مىچيند . ناظر بايد حاضر باشد كه كس خارجى دست به ناهار نزند . سر ظرف بسته و مهر دارد ، در اطاق شاه مىگشايند . آبدست آبدار مخصوص مىباشد و
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 594
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٥٩٤