آغاز كرد . شاهزاده هم كه جوان متهور سخيف الرايى است حكم داد به هر نحو باشد او را به چنگ آرند . قوام ناچار به امامزادهء شاهچراغ پناه برد . شاهزاده گفت آنجا را به توپ ببندند . مردم شهر به يكباره شوريدند و ارگ را محاصره نمودند . اين خبر به طهران رسيد . اتابيك در تلگرافخانه رفت و با شيراز صحبت كرد و به قوام گفت كه شيراز را ساكت نمايد تا من چارهء اين كار را بكنم . ديگر حكومت شاهزاده با اين شكل مشكل است . تلگراف به طهران زده كه من هفتاد هزار تومان مخارج سفر كردهام . دولت بدهد .
من عود كنم « 1 » و الّا قوام را به من بسپرد . مخارج خود را از او درمىآورم .
در عربستان مىگويند شورش برپاست . در عراق مىگويند شورش است .
عضد السلطان خيال دارد دو نفر متمول را از براى فايدهء خود بكشد .
در يكى از سرحدهاى ايران ، تفنگ بسيارى گرفتار گمركچى شده و صاحبش پيدا نيست . در سيزدهم محرم آن تفنگها را در طهران نزد شاه آوردند . اتابيك ، در محرم ، كمال قدرت و قوت را دارد . اهل در خانه از دوست و دشمن كه او را مىبينند از ترس مىلرزند . حتى وزير دربار هم از او خيلى ترس دارد . شاه هم كه او را مىبيند خيلى فروتنى و تملق مىكند . اگر شاه در اطاق عمومى خود مىشنود كه اتابيك وارد باغ شد ، از شوخى دست باز مىدارد . حتى آنكه از بيرون به او خبر مىدهند كه اتابيك آمد ، شوخى شاه ديگر نمىكند .
در عشر دوم محرم ، غلامحسين خان گرانمايه پسر ميرزا رضا خان مؤيد السلطنه وزير مختار سابق [ ايران در ] آلمان پيشخدمت مىشود . در محرم فتح اللّه خان بيگلربيگى امير تومان رشتى ملقب به سالار افخم مىشود . « 2 »
اين روزها شاه قدغن كرده كه به كسى برات انعام داده نشود . اگر به كسى هم بدهد رمزى در برات مىگذارد كه ما بين او و اتابيك مرموز است كه كسى نتواند برات يا دستخط بسازد . در عشر دوم محرم ، وزير دفتر و بعضى از مستوفىها كتابچهء ماليات هذه السنه را مىخوانند .
هامش
( 1 ) . يعنى برگردم .
( 2 ) . همان سپهدار رشتى كه در رياست وزرائى او كودتاى سوم حوت روى داد . اين مرد با دادن پيشكشهاى مكرر القاب متعددى حاصل كرد .