دهرى است با آنكه از سادات است و از منشىهاى اتابيك اعظم مىباشد و به جهت امر موقوفه با پسرعموى خود حاجى ميرزا على اكبر خان وكالت داده بود . ميرزا محمد خان وكيل الدوله منشى حضور شاه كه طرف ميل اتابيك است ، روزى در حضور اتابيك براى ميرزا محمود خان در امر موقوفه كارشكنى مىكرد ، ميرزا محمود خان از او دل پر شد . « 1 » تا روز بيست و چهارم ذى حجة ، وكيل الدوله آمد از حياط ديوانخانه بگذرد . ميرزا محمود خان گفت من با تو حرفى دارم . وكيل الدوله گفت من وقت ندارم كه بشنوم . ميرزا محمود خان برآشفته گفت قضيهء ديروز است كه از براى من فتنه مىنمايى . در بين گفتگو به هم فحش دادند . وكيل الدوله به او حمله كرده چون ميرزا محمود خان بنيهاش قوى [ تر بود ] او را كتك فراوان زده به اتابيك مىرسد . حكم كرد ميرزا محمود خان را از طهران اخراج كردند و به ده خودش در عراق بردند .
در عشر اول ذى حجه ، عين الملك پسر بزرگ مرحوم شاهزاده ركن الدوله بن محمد شاه قاجار ملقب به ركن الدوله گرديد .
در عشر دوم ذى حجه ، شاه قرار داد كه كسى ديگر بىاستحقاق لقب نگيرد و آنوقت هم از براى صحّه بايد مبلغى پيشكش بدهند . در عشر سوم ذى حجه ، شاه و اتابيك به خيال جرح و تعديل ماليات مىباشند .
عين الدوله حاكم طهران ، در عشر سوم ذى حجه ، يك نفر مميز واگن راهآهن شهر را كه متعلق به روس است به تهمت آنكه با زنى صحبت كرده چوب زد . عين الدوله تا حال در خيال ارزانى نان نيست و يك من تبريز نان را هفت عباسى مىفروشند . به خبازها گفته در سر خرمن امسال ، قرار قيمت نان را مىگذارم .
در شنبه غرهء محرم ، اودئيل هزار و سيصد و نوزده هجرى شروع شد . در عشر اول اين ماه ، شاه تعزيه و روضهخوانى در حياط معروف به صندوقخانه جلو باغ گلستان طهران دارد . خود هم با حرم مىآيد . از پشت پرده مىنشيند . در اين ماه شاه عزادارى مىكند و لباس سياه مىپوشد و به فقرا [ چيز ] مىدهد . و در كارهاى خير راغب است .
هامش
( 1 ) . يعنى دل پرى پيدا كرد . دلگيرى ، دلخورى و رنجش .