در عشر سوم شوال ، حكومت يزد را كه در ادارهء وزير بقايا « 1 » بود گرفتند و به شاهزاده جلال الدوله پسر ظل السلطان دادند .
در عشر سوم شوال ، حكومت عراق را كما فى السابق به فخر الملك امير تومان دادند .
مىگويند واسطهاش حكيم الملك است .
در 11 دسامبر ، در كنار نهر مدر ، ميان بوئر و انگليس نزاع سخت شد و انگليس شكست فاحش خورد . ششصد و كسرى از اتباع و لشكر انگليس كشته شدند . تا عشر دوم شوال ، تلگرافاتى كه از جنگ ترانسوال و انگليس رسيده بيشتر فتح از براى ترانسوال بوده است . سلطان عثمانى قرار داده در علمهايى كه به سوارهاى حميديه داده شود ، در يك طرف شادروان اسم جلالهء « اللّه » و بر طرف ديگر ، طغراى سلطانى . در ظرف ماه اغسطوس و سپتامبر « 2 » ، عدهء مهاجر مسلمين بلغار به خاك عثمانى چهار هزار و دويست و كسرى است . در ولايت انقره ، به حكم سلطان ، مسكن دادهاند و اسباب زراعتش آماده شده كه زراعت نمايند .
در عشر سوم شوال ، حكومت كرمان را به حسام الملك امير تومان همدانى دادند .
گفتند حكيم الملك باطن [ مخالف ] بود كه صدراعظم پول قرض كند . زيرا كه مىدانست اگر صدراعظم پول قرض كرد ، خيلى بزرگ مىشود و شاه مجبورا در اعمال او همراهى خواهد كرد .
در عشر سوم شوال ، يك نفر مقصر در خانهء حاجى صدر همدانى بست نشست .
مختار السلطنه وزير پوليس فرستاده او را از خانهء حاجى [ بيرون ] كشيدند و طلاب به حمايت آمدند . آنها را پوليسها گرفته به ادارهء نظميه بردند و چهار پنج نفر طلبه را چوب زد . باقى طلاب خبر شده به حمايت آنها به خانهء سيد عبد اللّه مجتهد بهبهانى رفته او را به زور با خود به مدرسهء سپهسالار بردند و بناى فرياد را نهادند و مىگفتند بايد مختار السلطنه را بكشيم . باقى علما كمك نكردند . ليكن دولت خوف كرد و سرباز را فشنگ داده به دور مدرسه فرستاد . مختار السلطنه پول براى علما داد تا فتنه را بخواباند .
هامش
( 1 ) . سلطانعلى خان وزير افخم ، وزير بقايا نياى خاندان افخمى ، از اعقاب عبد الرضا خان يزدى همزمان فتحعلى شاه .
( 2 ) . يعنى ماه آگوست - اوت ماه هشتم فرنگى