شوهر من دستخط و صحهء شما را مىسازد . به سفارت روسيه خبر دادند . حكم شد كه او را به سيبر ببرند و شاه هم از براى زن او ماهى ده تومان از صرف جيب خود قرار داد .
در رجب المرجب ، در عراق ، كلانتر عراق را به تير تفنگ كشتند . قاتل معلوم نيست .
از طرف دولت احتشام خلوت پيشخدمت براى رسيدگى به عراق رفت .
وقتى كه نظام السلطنه بهجهت پيشكارى به آذربايجان رفت . مدير روزنامهء ناصرى را طلب كرده گفت : « مصرف روزنامه نه اين است كه شخص نفع شخصى خود را ملاحظه نموده و از نوشتن مطالب حقه اغماض نمايد و به تملق و طرف بينى عمر خود را گذراند بلكه برعكس وضع جرايد بهر آن است كه عيب وطن و اهالى وطن را بدون ملاحظهء محذورى به هر نحوى كه بتواند و بر قلم آيد بگويد و حالى نمايد . اگر حرفى از حكومت مسموع آيد كه سابقا به تحرير آن محل ملاحظه بلكه محال بهنظر مىآمد بدون هيچ واهمه و انديشه نگاشته شود ، اشاره به اجزاى خود نموده و فرمودند كه آقايان [ را ] گواه مىگيرم كه من از امروز قلم شما را آزادى دادم كه پس از آنكه مطلب را كاملا تحقيق كرديد ، داير به هركس باشد درج نماييد اگرچه راجع به خود من و اجزاى من بشود . پس از سلوك اين طريقه مايهء امتنان من شده و دربارهء شما محبتها خواهم كرد .
در عشر آخر رجب المرجب عبورومرور شوسهء راه گيلان به طهران و غيره شروع شد .
در آن روز كه امين الصنايع را گرفتند نيز زين العابدين خان را گرفتند به اسم اينكه از دوستان امين الدوله و مادحان اوست و در دار الحكومهء طهران حبس نمودند . وى مردى باشعور [ است ] و در روسيه تربيت شده است . از جملهء نهليستها او را مىشمارند .
در بيست و دوم رجب افتتاح مدرسهء اسلام را كه آقا سيد محمد مجتهد احداث كرده در محلهء سنگلج شد .
در ماه جمادى الاولى در شهر ببراق در اقليم صومال كه از مصر است ، مردى از اعراب آن سامان ادعاى مهدويت كرده و اهل آن بلد را به جهاد خواسته كه با انگليسيان نبرد نمايد . كمكم پيش آمده و قصد هجوم بربره را دارد كه حاكمنشين آن اقليم در آنجاست .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٤٦٣