تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
ميرزا عبد العزيز رئيس ديوانخانهء عدليهء كردستان ملقب به صديق ديوان گرديد . ميرزا محمد على خان از رجال كردستان ملقب به اشرف الممالك شد . بهاء الدين بيك از شهبندرى كردستان معزول گرديد . بكر بيك افندى از طرف دولت عثمانى به شهبندرى كردستان منصوب شد . در 21 جمادى الاولى وارد كردستان گرديد . در عشر اول رجب المرجب ، قشون انگليس كه عازم اسپانيول بود و مجبورا بايد از يك تنگه بگذرد ، اسپانيولىها در آن تنگه پيش [ تر ] ديناميت دفن كردند ، در وقت عبور لشكر انگليس آتش زدند . جمعى از آنها مقتول شدند و هشتاد نفر از صاحبمنصبان انگليس هلاك شدند و اين اول جدال ما بين آنها شد . پروفسور فالب آلمانى منجم پيش‌بينى كرده بود و كتابى به طبع رسانيده . جلد كتاب را به رنگ آسمان كرده ابرآلود است كه در آن زمين گداخته شنا مىكند و از طرف بالا بر روى زمين ستارهء مشتعل بزرگى با دنبالهء مضىء « 1 » خود مىافتد و كتاب را مسمّى به آخر دنيا نمود و در آن‌جا خبر داده بود كه حتما دنيا در روز 3 نوامبر سنهء 1899 مطابق شب چهاردهم رجب المرجب 1317 به آخر مىرسد . يعنى دسته‌اى از ستارگان با زمين تصادف مىنمايد . منجم روسى قول او را رد كرده مىگويد انتشار او اين خبر را براى فروش كتاب و دخل است . ليكن چنين استخراج مىشود كه ذو ذنب در راهى حركت مىكند كه از آن راه گروه ستارگان ساقطه عبور خواهند نمود و در اين سال نيز در زمين مقابل با ذو ذنب مىشود . تقابل آن ، اسباب آتشبازيهاى خوب آسمانى خواهد شد و اين واقعه در شب 13 نوامبر مطابق شب دوشنبه 8 رجب المرجب احتمال دارد كه ما هم آتشبازى را ببينيم . خلاصه در شب مذكور نه دنيا آخر شد نه آتشبازى ستارگان . در 18 شهر رجب المرجب ، صدراعظم به وزير دفتر گفت مواجب خود دولت را معين نما كه به حضور شاه برسد يعنى اهل لشكر را يك‌جا و استيفا را يك‌جا و ما بقى را همين‌طور تا هر اداره معلوم باشد . در 18 شهر رجب المرجب ، صدراعظم گفت در عهد سلطنت شاه شهيد ، در سال
هامش
( 1 ) . به معناى روشنىبخش ، درخشان .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 461 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى