باشد و آن شهادتنامچه هم بايستى به امضاى مأمورين دولت عليهء عثمانى در ممالك ايران رسيده باشد و استثنا هم ندارد ، اگر جنازه بدون اين شروط نقل شود اعاده خواهد شد .
شهر بادكوبه از سال 1243 هجرى از ايران منتزع شده . حال از صد كرور متجاوز فايدهء فروش نفط عايدى رعيت و دولت روس مىشود .
پس از چند روز كه عمل نظم خبازخانهء طهران با مختار السلطنه بود ، تمام نانواها متفق القول شدند كه اگر مختار السلطنه رئيس ما باشد و مانند سال گذشته به ما سخت خواهد گرفت ، تمام دكاكين خود را مىبنديم . لهذا مختار السلطنه از آن عمل استعفا داد .
وكيل الملك به جهت بعضى خبرها كه مغضوب و خانهنشين شده بود ، به توسط صدراعظم دوباره سركار و داخل خلوت شاه شد .
در ششم رجب المرجب از طرف دولت اعلانى به ديوارها چسبانيدند كه مردم طهران ، هركس باشد ، اگر غلّه دارد بيارد به نرخ عادله به نانوا بفروشد و يك ماه مهلت اوست . پس از يك ماه به زور از خانهء او درآورده مىشود و كسانى كه جمعيت دارند حق دارند كه تا ده خروار جنس در خانه انبار داشته باشند .
يهود طهران به جهت آنكه از طرف ملت ممنوع شد كه دكاكين در بازار مسلمانان باز ننمايند ، لهذا بيشتر كسبهء يهود ، در عشر اول رجب المرجب ، به خانهء حاجى ميرزا حسن مجتهد آشتيانى پناه بردند كه شايد چارهء كار آنها را بنمايد .
در ماه رجب المرجب آخوندى خواب ديد كه شاه شمشير از كمر صدراعظم باز كرد .
از آن پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شمشير را به كمر صدراعظم بست .
در شب يازدهم رجب المرجب ، در رشت آتش به بعضى حجرات افتاد و از هزار دكان بيشتر سوخت . تا حال چنين حريقى در رشت روى نداده .
در عشر دوم رجب المرجب ، آقا سيد محمد مجتهد طباطبائى در طهران خيال دارد احداث مدرسهء ملى در محلهء سنگلج نمايد و نامش را مدرسهء « اسلام » گذارد .
شاه ، در شهر رجب المرجب ، به وزير روزنامجات اعتماد السلطنه ابلاغ نمود كه مسودهء روزنامهء دولتى را اول به نظر من برسان ، بعد به طبع برسد . شاه اعتقاد و اخلاص
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 458
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٤٥٨