مأمور بگذار و او را از طهران بيرون نما و دختر « 1 » مرا از معين الملك طلاق بگير .
در عشر دوم جمادى الثانيه ، وقار الملك كه راپرت از براى شاه مىنويسد كاغذى كه در وى معايب و خيانتهاى صدراعظم بود خواست به شاه بدهد . ناصر السلطنه گفت كه اين معايب پيش اوست . بده من معايب تازهء او را بنويسم . مىگيرد و بعضى حرفهاى ناشايسته براى او قلمداد مىنمايد . وقار الملك به شاه مىدهد . شاه به صدراعظم مىدهد . چون به گوش وقار الملك مىرسد فرار كرده به حضرت معصومهء قم پناه مىبرد .
انگليسىها كتابى در لندن نوشتهاند و تسلط روس را در ايران شرح دادهاند و خبر دادهاند كه در سال نو نفوذ كلى در ايران پيدا خواهد كرد . يك جلد از آن كتاب كه به طبع زبان انگليسى رسيده علاء السلطنه وزير مختار لندن براى صدراعظم فرستاد .
حاجب الدوله با بعضى بر ضد صدراعظم مجلس مىكرده پس از آنكه همراهى شاه و صدراعظم را ديد رفت پيش صدراعظم و قسم خورد كه ديگر خلاف ننمايد .
مشير الدوله وزير خارجه همه روزه ترتيبى براى وزارت خارجه مىدهد . در عشر دوم جمادى الثانيه قرار داد كه اطاق خودش كسى از اجزاى وزارت خارجه و غيره نيايد مگر آنكه كارى داشته باشد و اگر كسى مىخواهد او را ديدن نمايد به خانهء مشير الدوله برود نه دربخانه و اين كار اسباب رنجش اجزاى وزارت خارجه شده احتمال دارد كه به هم بخورد . اين ترتيبات به جهت آن است كه مشير الدوله نانجيب و بىپدر است و مىخواهد به يك اسمى خود را بزرگ نمايد .
در سلخ جمادى الثانيه يك نفر از مردم ورامين در طهران رفت از نانوا نان بخرد و در آن روز ، نان از هر روز كمتر و شلوغتر بود و بسا مردم آن روز نان نتوانستند بگيرند .
نانواها آن مرد را با پاروى دكان زدند و كشتند .
در غرهء رجب المرجب جمعى از زنان طهران به جهت كمى نان به خانهء آصف الدوله حاكم رفتند و كمال افتضاح را درآوردند و فحش زياد به او دادند كه اگر حكومت
هامش
( 1 ) . خانم فخر الدوله دختر مظفر الدين شاه و همسر ميرزا محسن خان پسر ميرزا على خان امين الدوله .