تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
نمىتوانى بنمايى به ما واگذار . از تو بهتر حكومت مىكنيم و عمل نان را منظم . آصف الدوله حكم داد در را به روى آنها بستند و بعضى را حبس كرد و بعد مرخص نمود . شاه با آن‌كه كمال همراهى را در عمل نان مىنمايد و خيلى دلسوزى مىكند ، باز مردم فحش به شاه مىدهند كه عجب قدمى برداشتى و مقصود مردم اين است كه هرچه ماليات و فايدهء گمرك است نوكرهاى تبريزى به اسم مواجب و غيره برده‌اند و دولت را گدا كرده‌اند . چرا بايد در عرض دو سه سال ، وزير بقايا كه فقط محصل دولت است قريب يك كرور مكنت به هم بزند . حكيم الملك داراى دو سه كرور شده . امير بهادر و حاجب الدوله ، ناصر السلطنه ، ناظم الدوله ، ناصر السلطان ، مشير السلطنه هركدام صاحب يك كرور يا نصف كرور در مدت قليل شده‌اند . در شب سه‌شنبه دوم رجب المرجب 1317 ، يك ساعت از شب گذشته در طرف مغرب طهران روشنايى فوق العاده عمودى مانند تنورهء آسيا هويدا شد ، قدرى كه بالا به طرف آسمان آمد افقى شد . كسى جهتش را ندانست . هركس حرفى زد . بعضى گفتند در آن مكان بايد كوه آتش‌فشانى حادث بشود . بعضى گويند اثر گوگرد است كه در آن كوه آتش گرفته . بعضى گويند نوعى از قوس‌قزح است . در آن شب هم باران مىآمد . حاجى اشرف الملك كه از متمولين خمسه بود سالار الدوله حاكم خمسه او را گرفت و در حبس كشت ، مالش را تصرف كرد . گويند دو سه كرور مكنت داشت و در انبارش دوازده هزار خروار گندم چندين ساله بود كه همه سبز شده بود و متعفن شده . گفتند در جمادى الثانيه مرضى در حيوانات هويدا شد كه سرايت به مردم مىنمود و خال مىزد و سياه مىشد و مىكشت . از تمام ولايات غله براى طهران خواستند . نيز از اصفهان ظل السلطان حاكم اصفهان گفت من غلّهء اصفهان را نمىگذارم حمل به طهران شود . اگر سخت بگيرند حكومت را وامىگذارم . از وقتى كه حكومت طهران را به آصف الدوله دادند عمل نان و قحطى خيلى سخت و گران شد ، زيرا كه آصف الدوله مبالغى گندم ضايع داشت به نانواها داد و به قيمت گران پول از آنها گرفت . از اين روى جنس ترقى كرد و هر روز بدنامى براى دولت زياد مىشد .