آنجا به شاه تظلم مىنمايند و استدعاى عزل علاء الدوله را دارند .
در جمادى الثانيه ، صدراعظم كمال دقت را در ملاحظهء عرايض مردم دارد ، هيچ حكمى پيش از خواندن به مهر نمىرساند .
امير خان سردار معظم از آن روز كه سپهسالار شده كمال دقت را در امور نظام دارد و خود به اصلاح امور اهالى نظام مشغول است . به يك اندازهاى رونقى در نظام پيدا شده .
گفتند صدراعظم در عشر سوم جمادى الثانيه مبلغ [ ] از حسين آقاى امين دار الضرب قرض كرده كه بفرستد و از براى طهران گندم بخرد . مىگويند در عشر سوم جمادى الثانيه خبازهاى طهران دو هزار تومان از براى آصف الدوله پيشكش كردهاند كه نانها را به هر قيمت كه بخواهند بفروشند .
پس از آنكه امين الصنايع را گرفتند او گفته است من تنها نيستم و جمعى از ملاها را با جمعى از نوكرهاى دولت را كه با صدراعظم بد هستند نموده است از جمله وكيل الملك كه وزير خلوت است كه حكم شده است كه خانهنشين باشد . به اين واسطه ناظم الدوله برادرش و برادرزادهاش ناصر السلطنه مغضوب دولت شدهاند و از اعتبار كاسته شدهاند .
پس از آنكه ناصر السلطنه از وزارت خالصه معزول شد ، مبالغى جنس دولت را خورده است لهذا صدراعظم به آصف الدوله گفته كه به سختى از او بگيرد .
در 25 جمادى الثانيه ، صدراعظم در دربار جلوس كرده و جمعى از وزرا و رجال حضور داشتند . ناصر السلطنه وزير خالصهء سابق نيز بود . صدراعظم گفت جنس طلب دولت را چرا نمىدهى . اگر هم مىخواهى دوباره وزارت خالصه به تو داده شود [ ] به گردن بگير . ناصر السلطنه به خنده و خوشى جواب مىداد . صدراعظم كه از سابق از وكيل الملك عمويش دل پرى داشت برآشفت و فحش زن و پدر به او داد و گفت پندارى من هم شاه مىباشم كه دستخط او را با مهر من پاره مىنمائى . شاه از صحهء خود بگذرد من از مهر خود نمىگذرم . حكم مىدهم تمام دندانهاى ترا بشكنند . پندارى حرفهاى ترا كه در غياب گفتهاى نشنيدهام . پس از آن يك نفر براتى آورد كه صدراعظم حواله بدهد . متغير شد و گفت از سال گذشته تا حال شش كرور پول دادهام كه [ برات ] براتدارها داده شود و فحش زيادى به مشير السلطنه وزير خزانه داد و گفت پندارد كه
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٤٥٢