تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
به هرطور كه هست به خانه مىرساند . شب را خوابيده پس از آن‌كه صبح بيدار مىشود ، اثر مرض پا در خود نمىبيند . در روز اول عاشورا در دزفول ، پسر دوازده ساله كه مشغول جمع‌آورى اسباب تعزيه‌دارى حضرت خامس آل عبا عليه السّلام بود و مىرود در خانهء يكى از سادات و در آن خانه چاهى بود و در آن چاه مىافتد و كسى خبر نمىشود . پس از آن‌كه آن پسر درآمد ، نقل مىنمايد كه وقتى كه در چاه افتادم شخص سيدى در چاه مرا بغل گرفت و ابدا جايى از من زخم نشد و مرا تسلى داد و من خاطرجمع شدم و همه روزه وقتى كه تشنه و گرسنه مىشدم مىآمد و قطره‌اى آب به من مىداد كه رفع تشنگى و گرسنگى من مىشد و همه شب از براى من چراغى روشن حاضر مىشد تا يوم عاشورا صبح ، همان سيد با يك زن سياه‌پوش پيدا شدند كه آثار حزن از ايشان ظاهر بود . چون ايشان را ديدم گفتم كه تشنه‌ام . همان سيد فرمود كه ديگر آب ندارم و همين امروز ترا از چاه بيرون مىآورند و از نظر من غايب شدند . من شروع به گريهء بلند نمودم . آواز من به گوش زنى كه در آن خانه بود رسيد . آن زن به مردم اطلاع داد . آمدند و مرا صحيح و سالم بيرون آوردند . امسال ترقى كلى در امتعهء اصفهان است . تفنگهايى كه سابق مىساختند هر دانه‌اى به يك تومان نمىرسيد . حال عددى قريب به چهل تومان رسيده و همچنين كارخانهء قالىبافى آن‌جا كه به درجهء كمال رسيده و نيز دستگاه ماهوت‌بافى و شال كرمانى در اصفهان ابداع شده و نيز كارخانهء چينىسازى باز شده كه مانند ظروف چين است و نيز منسوجاتش ترقى كرده و نيز مشغول تسطيح راه اصفهان به قم و شاهرضا به اصفهان به امامزاده احمد رضا هستند كه هريك 43 ميل است و نيز مشغول شوسه كردن راه شهر به تخت فولاد مىباشند . سنّىهاى هندى يك ساعت بزرگ براى صحن شيخ عبد القادر اهدا داشتند « 1 » و در آن
هامش
( 1 ) . ظاهرا شيخ عبد القادر گيلانى منظور است ، از بزرگان عرفا و علماى تسنن ملقب به غوث اعظم ، غوث الثقلين ، باز اللّه ، باز اشهب و جنگى دوست كه نسبش به امام حسن ( ع ) مىرسيده و از اكابر فرقهء قادريه بوده است . ولادتش در چهارصد و هفتاد يا هفتاد و يك يا نود و مرگش در 560 يا 561 در بغداد . يكى از سنيان هند به