كاغذها را پاره نمود و به او و قوام دفتر فحش زياد داد و گفت تمام ميرزا جماعت « 1 » « زن قحبه » و دزد هستيد .
اين بنده در جمادى الاولى به يك ثوب جبهء ترمهء كشميرى شمسهء مرصع مفتخر شدم .
در دوم جمادى الاخرى ، ميرزا تقى خان معتصم السلطنه پسر مرحوم ميرزا رضا خان اقبال السلطنه سپرده به وزارت خارجه شد .
در دوم جمادى الاخرى ، شاه به ناظم خلوت گفت كه صورت اسامى اهل خلوت را بنويس بيار . مىخواهم بعضى از پيشخدمتها را كه خيلى فضول و [ جرى ؟ ] هستند كشيك آنها را كم نمايم .
چون خارجه به ايران پول قرض نداد و گفت بايد ملت ايران امضاء نمايد ، مجبورا مىخواهند به ضمانت حاجى ميرزا حسن مجتهد آشتيانى ، شاه از روسيه قرض نمايد .
ميرزا محمود خان مستوفى تلگرافخانه پسر بصير الملك كاشى در جمادى الاولى ملقب به محاسب الممالك شد . ميرزا ابو القاسم خان ناصر خاقان پيشخدمت ، پسر خبير الملك كاشى كه در فن تمسخر و تقليد دستى دارد و به اين واسطه نزد شاه احترامى يافته ، در جمادى الاولى به يك ثوب سردارى شمسهء مرصع مفتخر شد . در جمادى الاولى مشير دفتر مستوفى پسر ميرزا محمد حسين سررشتهدار كل ، به يك ثوب جبهء شمسهء مرصع مفتخر گرديد .
در جمادى الاولى ، حكيم الملك از طرف شاه به اعتماد السلطنه وزير انطباعات و روزنامه ابلاغ كرد [ كه از اين به ] بعد ، درجات و مناصب كه به مردم داده مىشود ، در روزنامه ننويسند مگر به حكم دولت .
در جمادى الاولى ، محمد صادق ميرزا معز السلطان برادر مرحوم معزّ الدوله ملقب به معز الدوله شد و لقب معز السلطان به برادر ديگرش [ ] داده شد .
در جمادى الاولى ، علاء الدوله حاكم مازندران ، چون ملا عبد اللّه مجتهد سارى مانع پيشرفت حكومت او بود ، حكم داد او را از خانه بىعمامه كشيدند و كمال بىاحترامى را
هامش
( 1 ) . ميرزا يا ميرزا بنويس يعنى كسانى كه با تحريرات ادارى سروكار دارند و به عبارت ديگر « ميرزا جماعت » يعنى طبقه كارمندان دستگاههاى دولتى و خصوصى كه سوادى داشتند و كتابتى .