تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
را ببيند ، ميرآخور مىگويد مىخواهى فرار نمايى و با رولور « 1 » به او چند تير خالى مىنمايد . اهل ايل خبردار شده ميرآخور را مىكشند و سوارهايش را تعاقب كرده فرار مىنمايند . سالار الدوله توپ و سوار برداشت و آن ايل و بعضى دهات اطراف را آتش مىزند و جمعى را مىكشد . خبر به شاه مىرسد ، صدراعظم را مىخواهد و بد مىگويد به پسر خود كه من پسر خود را بهتر از همه‌كس مىشناسم . نمىخواستم به حكومت بفرستم . دو طايفه از تركمانهاى استرآباد باهم نزاع كرده جمعى كشته مىشوند . در طهران ، مهدى خان انتصار الدوله پسر حبيب اللّه خان ساعد الدوله « 2 » سردار تنكابنى در سن [ « 3 » ] به مرض مطبقه در شب هيجدهم جمادى الاولى مرد و اولاد به‌جاى نگذاشت . اين اوقات وليعهد اطريش خود را مىكشد . پس از فوت محمد تقى خان منتصر السلطان ، محمد حسين خان پسر بزرگش مير پنجه و ملقب به سهم السلطان و پسر دومش محمد باقر خان سرتيپ و ملقب به سهام السلطان مىشود . در كهندوه از بلاد هند ، كمپانى منعقد شده كه كارخانه افتتاح شود . . . « 4 » شكر بسازند . ميرزا حسن خان مستوفى كه در نزد سپهسالار است در ربيع الثانى ملقب به ساعد ديوان مىشود . نور على خان پسر مرحوم فتح اللّه خان شيبانى كاشى شاعر « 5 » در ربيع الثانى ملقب به نصرت الممالك مىشود . حكومت ساوجبلاغ را از اجلال الملك گرفتند و به شاهزاده مقتدر الدوله امير تومان دادند . نظام السلطنه پيشكار ، در تبريز هفته‌اى چهار روز ، در خانهء خود مجلس تحقيقى از رجال محترم تبريز تشكيل داده است .
هامش
( 1 ) . در متن رولوهRevolverاسلحهء نسبتا كوچك و جيبى . ( 2 ) . انتصار الدوله برادر سپهسالار تنكابنى بود . ( 3 ) . در متن سفيد مانده ( 4 ) . به مناسبت بريدگى كاغذ يك يا دو كلمه از بين رفته . ( 5 ) . فتح اللّه خان شيبانى از بزرگان شعرا و ادباى عصر ناصرى ، شرح حال وى به تفصيل در حديقة الشعراى سيد احمد ديوان‌بيگى آمده .