ايجاد كردند . چون بنيانش به راستى نبوده ، به حكم وزير علوم برچيده شد .
عدد پياده و سواره و صاحبمنصب و تابين قزاق ايران به يكهزار و پانصد عدد رسيد .
مساحت خطوط راهآهنى كه تا حال در ممالك عثمانى كشيده شده چهارهزار و صد و نود و چهار كيلومتر مربع است . دو هزار و نهصد و نود و دو كيلومتر در روملى و دو هزار و دويست و دو كيلومتر در آناطولى است .
سلطان عثمانى حكم داده چهل باب مدرسه در قضاى ايبك احداث نمودهاند تا اطفال ارناووطهها « 1 » تربيت شوند .
گويند به تحريك حكيم الملك ، يكى از تجار ، پولهاى سياه را كه دولت جمع كرده به چهل و يك هزار تومان خريد . اين عمل از براى حكيم الملك [ ] دارد .
در يازدهم جمادى الثانيه ، در مجلس دربار صدراعظم نشسته بود كه سيدى بر او وارد شد و سوقات كربلاى معلّى را براى او آورده بود . صدراعظم گفت مگر به زيارت رفته بودى ، گفت خير ، عمهام رفت . صدراعظم فورا گفت مگر عمه دارى . كنايه از مثل عجم است كه گويند اگر عمه دارى عمهات به خيكم . اين كلام الواط است . « 2 »
در چهاردهم جمادى الثانيه ، مشير الدوله وزير خارجه ، ميرزا شفيع خان مقتدر الملك را كه معزول كرده بود دوباره به وزارت خارجه آورد و از شاه براى او يك پالتو تنپوش گرفت . مشير الدوله در ماه جمادى الثانيه خيال دارد مدرسهاى براى وزارت خارجه ترتيب دهد كه در آنجا درس حقوق و ديپلوماتيك داده شود [ ؟ ] كه علمى ندارند . پس از آنكه از در خانه بيرون آمدند آنجا رفته تحصيل نمايند و بعد از سه سال تحصيل حق مأموريت دارند .
در عشر اول جمادى الثانيه ، شاه از براى پيشخدمتهاى خود كه خيلى اسباب
هامش
( 1 ) . ارناوتها از مردم آلبانى بودند كه سخت با قشون عثمانى جنگيدند و به اينجهت ستيزهجوئى و سختكوشى و سركشى ، كلمهء ارناوت بر افرادى خاصه زنانى اطلاق مىشد كه چنين صفاتى داشتند عينا مثل آپاردى كه قومى ظاهرا از مغولان ستيزهجو در خراسان بودند . كلمات ارناوت و آپاردى بهعنوان تحقير و توهين در ايران بهكار مىرفت و مىرود .
( 2 ) . مثل نيست . شوخى ركيك بىادبانهاى بود ، در نزد اراذل و الواط تهران كه به اشراف و اعيان هم رسيده بود .