تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
زحمت بودند كشيك قرار داد و گفت بعضى تا ظهر بيشتر در باغ شاه نمانند . در عشر دوم جمادى الثانيه ، شاه خواب ديد كه بر اسبى نشسته و او را به بامى برده‌اند كه پنجاه پله مىخورد . تعبير شد كه پنجاه سال سلطنت مىكند . در عشر دوم جمادى الثانيه ، به همراهى صدراعظم ، دولت شصت هزار خروار گندم تهيه براى طهران كرد و به جمعى از تجار گفت كه بفرستيد گندم از ولايات بياوريد و منفعت خود را روى آن بكشيد و به خبازان طهران بفروشيد تا از براى مردم رفاهيت شود و گندم فراوان گردد . با اين همه مشكل است عمل نان امسال مرتب شود و صدا از مردم برنخيزد . در چهاردهم جمادى الثانيه ، صدراعظم در دربار از بغل خود پاكت دوايى درآورد كه بخورد . سوراخ چندى پيدا كرده بود . صدراعظم بالبديهه گفت مردم سوراخ دعا گم مىكنند و من سوراخ دوا و فورا شعر مثنوى را خواند : ليك سوراخ دعا گم كرده‌اى . روز چهاردهم جمادى الثانيه ، عيد مولود مظفر الدين شاه مىباشد . مردم عيد مىگيرند . صدراعظم شب پانزدهم مجلس بزرگى از ايرانى و فرنگى ترتيب داد در پارك خود و اسباب عيش و شادى فراهم آورد . شاه عصر عيد به پارك « 1 » آمد . سه چهار هزار تومان نقد و قدرى اسب و غيره صدراعظم به شاه پيشكش داد . در عشر دوم جمادى الثانيه ، شاهزاده معتضد السلطنه رئيس قشون و ديوانخانه شيراز شد . منتظم السلطنه امير تومان كه از طرف وزارت خارجه براى قونسولگرى مصر رفته بود پس از آن‌كه به اسلامبول رسيد ، علاء الملك سفير او را قبول نكرد . زيرا كه منتظم السلطنه بلادت و كم‌فهمى او را شامل است . « 2 » وكيل الملك وزير خلوت كه كاغذ از براى شاه مىخواند . تقصيرى به او نسبت [ دادند ] شاه از خلوت او را ممنوع داشت و دبير السلطان پسر وكيل الملك را در عشر دوم جمادى الثانيه به‌جاى او قرار داد .
هامش
( 1 ) . پارك صدراعظم امروز مقر سفارت روسيه است . ( 2 ) . چه بلايى بوده كه مرده‌شوى هم مىگريست : علاء الملك خود به بلاهت و كندفهمى شهره بود چنان‌كه ظريفان او را الاغ الملك مىگفتند .