معزول كرد و زمين را تصرف نمود . گفتند مقتدر الملك محرك داشت .
در عشر اول جمادى الاولى ، مهمانخانهء اسلاميهء طهران كه مبالغى ضرر كرده بود موقوف شد .
چون مدتى است عمل پول سياه طهران مغشوش است و اگر پول سفيد به كسبه بدهد پول سياه در عوض نمىدهد و مىگويند پول سياه نيست و حال آنكه هفت هشت كرور پول سياه در طهران موجود است . مىگويند اين كار محرك دارد ، محض آنكه رياست ضرابخانه از حكيم الملك انتزاع شود ، قدغن كردهاند كه پولها ضبط باشد تا مردم به صدا آمده تقصير از براى حكيم الملك ثابت بشود و شاه او را عزل نمايد . پس از اينكه از اين كار معزول شد ، البته تقرب او هم در پيش شاه كم خواهد شد . اين تحريك از صدراعظم به دستيارى حاجى حسين آقاى امين الضرب است . چنانكه صدراعظم وزارت خالصه را به اين تدبير از ناصر السلطنه گرفت . اهل دهات خالصه را به او شورانيد و به طهران آمده از دست ناصر السلطنه شكايت كردند .
سوار ژاندارم را كه مختار السلطنه مقنن بود ، دولت گفت اگر بىمواجب نوكرى مىكنيد بمانيد و الّا معزول هستيد .
در عشر دوم جمادى الاولى شاه به صدراعظم گفت كه ناصر السلطان صندوقدار را معزول از صندوقخانه كن .
حاجى ميرزا حسن مجتهد آشتيانى ، در هفدهم جمادى الاولى ، از مشهد مقدس وارد طهران شد . دكاكين طهران را در آن روز به احترام او بستند و جمعى كثير پيشواز او رفتند .
در جمادى الاولى ، شاهزاده سالار الدوله حاكم خمسه « 1 » ميرآخور خود را با سوار بسيارى در نزديكى از رؤساى ايل خمسه فرستاد و او را احضار كرد و به ميرآخور گفت اگر نيايد او را بكش ، سرش را بيار . ميرآخور مىرود و به او مىگويد : بيا . او مىگويد امشب را در منزل من بمان فردا باهم مىرويم . آنگاه رئيس از اطاق بيرون مىرود كه كار
هامش
( 1 ) . ناحيهء خمسه همان زنجان است . علت ناميده شدن به خمسه وجود پنج رودخانه است كه منطقه را به پنج قسمت تقسيم مىكند .