تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
از صدراعظم ديدن كردى گفت مجال نكردم با آن‌كه هرچه دارد از بركت صدراعظم است اين هم به جهت خبث نهاد مشير الملك است كه پدرش نجيب نيست و در جوانى مشير الملك بچه بىريش موسى نامى قهوه‌چى مرحوم ميرزا سعيد خان وزير خارجه بود . عيب بزرگ صدراعظم اين است كه رذل‌پسند است و از مردم نجيب بيزار است و مردم پست را ترقى مىدهد . مشير الملك هم به سيرهء او رفتار مىنمايد . در اين روشن چون در غرهء ماه محرم الحرام به‌جاى مشير الدوله نشست ، از براى او خوش‌يمن نيست و منصب او نبايد دوام كند . در محرم نظام السلطنه با شاهزاده عين الدوله كه اعدا عدو صدراعظم است و امير بهادر كشيكچىباشى و حاجب الدوله فراش‌باشى مشغول كنكاش مىباشند كه شايد از براى عزل صدراعظم كارى از پيش ببرند و نظام السلطنه هم براى رفتن به تبريز امروز را به فردا مىاندازد . اما از قراين بزودىها صدراعظم معزول نمىشود . زيرا كه شاه باطنا با او مهربان است و ترك‌ها هم جز معدودى ، تمام صدراعظم را دوست دارند و عموم مردم ايران عاشق صدراعظم هستند . الحق به جز او كسى ديگر نيست كه از عهدهء صدارت برآيد و چند صفت خوبى صدراعظم دارد كه احدى ندارد يكى كرم بىپايان يكى خوش‌فطرتى يكى بىقطاعى نان مردم و بىاذيتى و يكى اعتقاد كامل خودش و خانواده‌اش به خداى تعالى و نبى اكرم و ائمهء دين ، يكى تركيب صورى و اندام مستقيم . امين الدوله از مكهء معظمه عازم كربلاى معلى است . بعضى مىگويند در ربيع الاول به ايران خواهد آمد . گويند صد و چهل هزار تومان مقروض بود . تلگراف زد كه بعضى از مستغلاتش را بفروشند و به قرضش بدهند . در محرم الحرام 1317 صرف پول در طهران زياد شد و پنجاه شاهى سياه يك قران سفيد شد . در عشر اول محرم 1317 يك نفر نصارا « 1 » در مسجد شيخ عبد الحسين « 2 » در طهران
هامش
( 1 ) . نصارا ، نصرانى يعنى مسيحى . ( 2 ) . شيخ عبد الحسين تهرانى العراقين از مجتهدين معروف كه به زهد و تقوى و مديريت در كار نيز شهرت