تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
است مجبورا هرچه صرف بگيرد مردم قبول خواهند كرد و اين حمل در ايران منظم نخواهد شد مگر اين‌كه شكل پول سياه را بگردانند يا از چرم و غير آن بسازند و اين پول‌هاى سياه را دولت جمع نمايد و اين ضرر از حاجى محمد حسن كنپانى « 1 » مرحوم است كه وقتى كه رييس ضراب‌خانه بود حرفهء خود را ملاحظه نمود و مس قراضه يك من شش هزار را سكه زد و نود و يك من سه تومان و دو هزار فروش داد . مردم گزافه‌ها مىگويند كه حاجى محمد حسن سى كرور تومان مس ضرب زد و باعث بىاعتبارى دولت شد گفتند سالى مبلغى حاجى محمد حسن به امين السلطان صدراعظم به اين واسطه مىداد . از قرار معلوم رؤساى نرخى كه براى مجلس نرخ دار الخلافه قرار دادند ، عوض آن‌كه در تنزل نرخ سعى نمايند ، مبالغى بر نرخ افزودند و جو را به‌جاى گندم و به قيمت آن به خباز دادند و فايده را خود بردند از جمله فايده‌برها حسين آقا پسر مرحوم امين دار الضرب « 2 » ، مختار السلطنه وزير پوليس ، ناظم الدوله حاكم طهران ، معاون الدوله وزير تجار . مشير الملك پس از آن‌كه به‌جاى مشير الدوله وزير خارجه نشست تكبر و تنمرّى « 3 » زياد بر خود بست به‌جهت مهر باطنى صدراعظم به او ، فى الواقع اين محبت را كسى نمىداند زيرا كه مشير الملك از علوم داخله و خارجه بىبهره خطى هم غيرمقرؤ دارد . تقرير هم به هيچ‌وجه ندارد . هوش و فراست هم اصلا در او نيست . تركيب هم ندارد . موذى و بدفطرت و بىخير و بخيل هم مىباشد به‌علاوه حقوق هم ندارد . زيرا كه در عهد اعزل اين صدراعظم ديگر اسمى از صدراعظم نبرد و به دشمنش كه فرمان‌فرما بود پيوست . در چند روزى كه صدراعظم ، پس از عزلش در طهران بود ، از او پرسيدند كه آيا
هامش
( 1 ) . منظور حاج محمد حسن اصفهانى است كه ابتدا جعبه‌اى به گردن مىآويخت و اسباب خرازى مىفروخت و در آخر كمپانى شد و سرمايه‌دار و امين دار الضرب ( - امين الضرب ) و با نيرنگ و دغل‌بازى و كم كردن عيار پول ايران اقتصاد ايران را فلج كرد . ( 2 ) . حاج محمد حسين امين الضرب پسر حاج محمد حسن اصفهانى امين الضرب . ( 3 ) . نمر به عربى به معناى پلنگ است و تنّمر به معناى پلنگ‌صفتى كه هيچ‌كس را از خود برتر و بهتر نمىبيند و نمىداند .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 385 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى