تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
مىدهم كه برچينند . ناچار انتظام الممالك مدرسه را موقوف نمود . در تبريز متجاوز از دو هزار كارخانهء قالىبافى موجود است . اين روزها وليعهد در تبريز خيلى قدرت به‌هم زده و با علماى مردم سازش دارد . اگر نظام السلطنه برود به آذربايجان از عهدهء وليعهد برنخواهد آمد و مشكل است كه وليعهد او را در كارها مداخله بدهد . به‌علاوه بىميلى صدراعظم به نظام السلطنه . الحق نظام السلطنه كمال بىغيرتى را نمود نسبت به صدراعظم و داعيهء صدارت نمود . زيرا كه تمام ترقى نظام السلطنه از نوكرى صدراعظم و پدر صدراعظم است « 1 » نظام السلطنه خيال دارد بعد از عاشورا ، به تبريز برود . زيرا كه شاه به او تغيير بسيار سخت نمود و الّا تا ممكنش بود نمىرفت . حال هم خيال دارد در بين راه توقف نمايد تا كارش را با دولت محكم نمايد و مستدعياتش پذيرفته « 2 » شود آن‌وقت برود . به جهت قلع‌وقمع حاكم سابق بندر لنگه « 3 » ، دولت ايران قدرى پريشان‌حال است ، زيرا كه پول ندارد كه قشون صحيح به تعاقب او بفرستد . جمعيت مملكت مصر قريب به ده ميليون ، مالياتش در سال ده ميليون و كسرى ليراى مصرى . در عشر اول محرم 1317 قرارداد آلمان با ايران براى راه‌آهن سرگرفت كه آلمان‌ها راه‌آهن از طهران به شميران را بسازند و مجانا به ايران بدهند . آن‌وقت شروع به راه‌آهن از بندر محمره به طهران نمايند و صد و پنجاه هزار تومان هم به دولت ايران نقد تقديم نمودند . چون سنگ كشيمن « 4 » و ذرع كسبهء ايران كم است ، در ذى حجه 1316 مختار السلطنه
هامش
( 1 ) . حسينقلى خان نظام السلطنه در دستگاه سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه خدمت كرد و بر اثر كفايت و درايت خود شهرت يافت . در آن هنگام ميرزا على اصغر خان اتابك - متولد سال 1275 ه . ق - كجا بود كه منتى بر حسينقلى خان داشته باشد . مؤلّف بىمهرى كرده كه او را وامدار ميرزا ابراهيم آبدار مردى چون على اصغر خان دانسته . حسينقلى خان ما فى - متولد 1248 - وقتى وارد خدمت دولتى شده كه ميرزا على اصغر خان در صلب پدر بود . ( 2 ) . در متن همه‌چا : پزيرفته . ( 3 ) . يعنى همان شيخ محمد بن خليفه حاكم بندر لنگه . ( 4 ) . كلمهء عوامانه به معناى كشيدن ( توزين ، وزن كردن ) ، به مقياس من و اصطلاحا سنگ‌هايى كه كسبه براى
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 383 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى