يكى از اسباب عزل امين الدوله از صدارت اين بود كه ميرزا محمد حسين مستوفى رئيس منگنه دفتر ، يك شب به درب اندرون شاه رفت و به توسط خواجه به مظفر الدين شاه پيغام داد كه عرض لازمى است . شاه او را به اندرون خواست . صورتى از مداخل امين الدوله به شاه نمود كه از آن جمله سالى صد هزار تومان دخل پستخانه بود كه امين الدوله مىبرد و نيز اضافه گمرگ بود كه معين الملك پسر امين الدوله مىبرد . تقريبا دويست هزار تومان مىشد . ميرزا محمّد حسين به شاه عرض كرد كه يكجا امين الدوله مىگويد مواجبهاى مردم را بايد ببرند تا خرج و دخل دولت مساوى شود . يكجا سالى مبالغى مال دولت را مىبرد . در وقت رفتن امين الدوله به رشت بعضى پيغامات به شاه [ داد ] . از آن جمله اين است كه وقتى كه امين السلطان را از صدارت معزول كردى ، به تحريك فرمانفرما حكم شد كه به قم برود ، نيمى از نوكران دولت از شاه مأيوس شدند كه دلبستگى به نوكرى اسباب بىعزتى است . اين وقت كه مرا معزول ساختى و قدغن كردى كه به حكومت خراسان بروم تا در آنجا پاك رسوا بشوم و قبول ننمودم و مجبورا به رشت مىروم ، نصف ديگر نوكران دولت از شاه مأيوس شدند و هرگز آرزوى نوكرى شاه را ننمايند . حال تو را قسم مىدهم كه مرا ديگر نخوانى كه قبول نوكرى نخواهم كرد و به طايفهام وصيت كردم كه هرگز نوكرى دولت ايران ننمايند و به كلى از مال خود صرف نظر كردم . هروقت مىخواهد دولت ببرد . گويند امين الدوله از صدارتش از دولت صد و هفتاد هزار تومان طلب داشت . در اين وقت رفتن ، پيغام داد كه بايد پيشكش دولت نمايى .
مجبورا قبول كرد و رفت .
اين اوقات دولت روس قدغن كرد كه در مملكت خودش پول نقرهء دولت ايران را رعايا و تجار قبول ننمايند ، فقط به قيمت نقره بردارند . از اين پيش پول سياه ايران را به هيچوجه قبول نمىكرد . مقصود روس اين است كه دولت ايران اعتبار ديگر ندارد كه مسكوكات او قبول شود مگر آن به قيمت طلا و نقره گرفته شود . « 1 »
اين اوقات رييس كارخانهء چراغ گاز طهران كه سابق به خيابانها چراغ گاز كشيده بود
هامش
( 1 ) . اين امر مىرساند كه تا چه اندازه تقلب حاجى محمد حسن امين الضرب و ياران و حاميانش در بىآبرويى دولت ايران در نزد خويش و بيگانه اثر گذاشته است .