محل توجه
از مشهدسر تا شهر بارفروش « 1 » مازندران قريب سه فرسخ است كه بندرگاه مازندران است و تمام مال التجارة روسيه از آن راه به مازندران و از آنجا به جاهاى ديگر مىرود .
سابقا در عهد صفويه اين راه شوسه بوده ، يعنى تمام راه باطلاق و جنگل بود . به حكم شاه عباس بزرگ صفوى - عليه الرحمه - آن راه را ساختهاند و قافلهرو نمودهاند . حال دوباره مثل سابقش شده ، يعنى باطلاق و خراب ، چنانكه در هواى بارانى ، قافله اين دو ، سه فرسخ را دو روزه مىآيد به زحمت كه مالش تلف و سرمايهاش باطل مىشود . هرگاه اولياى دولت اين راه را كه مخارج كم دارد بسازند و جزئى راهدارى قرار بدهند ، خدمت به ملت و دولت است .
بىاعتدالى
در عهد حكومت ميرزا عبد الله خان سردار امجد ، چند باب كارخانه در وسط بارفروش براى بيرون آوردن پنبه از غوزه ساختهاند كه از ماشين بخار است و سوخت اين ماشينها از خود غوزه است كه بسيار متعفن مىباشد و صدمهء بسيار به مردم وارد مىآيد .
بوشهر
پس از آنكه گمرك بوشهر به گرو بانك انگليسى شد ، اجزاى گمركخانه تعدى بسيار به مردم مىنمايند و با بعضى علماى آنجا سازش كرده ، در سر گمرك اجحاف مىكنند . از جمله در اوايل ماه ربيع الاول 1316 ، يك جهاز از قماش كه شامل دويست و سى كترى قماش باشد ، در يك بكاره از جهاز پياده شد . وقت غروب وارد گمرك شد ، شب را هوا سالم بود . اجزاى گمركخانه تمام قماشها را پنهان كردند ، صبح گفتند باد به آب دريا انداخت و چند بسته قماش را در گوشههاى آب قسمت كردند و مال التجاره را حيف و ميل كردند . پس از چندى يكصد و پنجاه كترى بستهء همان قماش را در شيراز ديدند .
دزدى اجزاى گمرك معلوم شد !
هامش
( 1 ) . يعنى از بابلسر تا شهر بابل كنونى .