تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
بيزمارك صدراعظم آلمان كه اول شخص سياسى بود ، در دهم ربيع الاول هذه السنه مرد . در عشر دوم ربيع الثانى اين سال ، مظفر الدين شاه دستخطى به صدراعظم نوشت كه عزل تمام وزرا و حكام و بد و خوب مملكت در دست تو باشد . از خدمات بزرگ امين السلطان صدراعظم به دولت اين است كه چون امين الدوله در صدارتش مىخواست يكباره از نيت ناپاكى كه داشت ، ايران را گرفتار انگليس بنمايد ، بوشهر را به يك كرور تومان نزد انگليس گرو گذاشت . چون امين الدوله معزول و امين السلطان به صدارت منصوب شد ، خود ضامن شد و يك كرور قرض كرد و بندر بوشهر را از گرو درآورد . مظفر الدين شاه از اين خدمت مشعوف و قمهء مرصع گرانبهايى به او داد و بر قدرت امين السلطان افزود . اگرچه نوكرهاى ترك شاه كه با شاه از تبريز آمدند خيلى در ايران تسلط دارند و بيشترى از مناصب با آنان است و در عهد اين دو سال سلطنت ، شاه قريب بيست كرور از پول و جواهر ، شاه به آنها داده و كار ملك را مختل نموده‌اند و صدراعظم به آنها تحكم ندارد و به حدى مال اندوخته‌اند كه رشك نوكرهاى پنجاه سالهء شاه مرحوم شده‌اند و در اين مدت اندك ، تمام خانه‌هاى خوب نوكرهاى شاه شهيد را خريده‌اند و شاه پيدا بود كه تركها تنها نوكر او هستند و طرف ميل شاه بيش از همه حكيم الملك طبيب است « 1 » كه با خود از تبريز آورده و مىگويد شاه و صدراعظم بايد به ميل من باشند و هرچه مىخواهد مىكند و صدراعظم اگر از شر تركها آسوده شود كار ايران را منظم مىنمايد . بهتر از اين كس براى صدارت ندارند چنان‌كه بيشترى از قروض شاه را داد و دخل هوايى پيدا كرد . چنان‌كه گفتند كه زمستان امسال در ايران قحط و غلا خواهد شد و از علايم نيز هويدا بود . چنان به تدبير صائب جلوگيرى كرد كه نرخ تنزل نمود و مردم آسوده شدند و مجلس نرخ قرار داد و از خود مخارج‌ها كرد . در شب پانزدهم جمادى الثانيه اين سال ، كه شب دوم ولادت مظفر الدين شاه « 2 » بود ،
هامش
( 1 ) . حكيم الملك ميرزا محمود خان بروجردى بود منتها چون در تبريز جزو دربار وليعهد بود و با او از تبريز به تهران آمده بود ، جزو تركها ( همراهان مظفر الدين شاه از تبريز به تهران ) شمرده مىشد . ( 2 ) . يعنى دومين بار بود كه جشن تولدش در ايام سلطنتش گرفته مىشد .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 214 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى