صدراعظم در باغ خود جشنى بزرگ برپا كرد و از داخله و خارجه دعوت كرد و در آن شب در آن باغ سى هزار چراغ روشن كرد و قريب ده هزار تومان مخارج كرد . فرنگىها گفتند در ايران چنين جشنى هرگز نديدهايم .
در عشر آخر جمادى الثانيه به ترتيب و قرارداد صدراعظم ، قوام الدوله محمد على خان آشتيانى و صنيع الدوله و معز الملك « 1 » بر گمرك دويست هزار تومان افزودند و به شراكت رياست اين كار را گرفتند و رياست پستخانه را نيز به صنيع الدوله دادند و بيگلربيگى رشتى از اين دو شغل معزول شد . « 2 »
در رمضان المبارك ، حكومت مازندران را از ميرزا عبد اللّه خان يوشى ملقب به سردار امجد گرفتند و اين سردار امجد به جهت آنكه دو خواهرش زن شاه مرحوم بود ، « 3 » قريب ده سال حكومت مازندران را داشت و ريشهء مازندران را كشيده و تسلط كامل در آنجا دارد و تعدى زياد نموده و ناموس و مال مردم را به باد داده و املاك از مردم به تعدى گرفته و بسيار ظالم و بدفطرت و بىدين است .
در چهاردهم رجب المرجب اين سال 1316 ، پول سياه « 4 » كه سى تا يك قران سفيد بود ، چهل تا يك قران در ايران قرار دادند . زيرا كه در ولايات غير از طهران از سى تا تجاوز كرده بود و تجار از براى منفعت از خارج حمل كرده به طهران مىآوردند و پول سياه در طهران زياد شده بود . لهذا چهل تا يك قران قرار دادند .
در سال 1316 كه سال بيست و پنجم سلطنت پادشاه عثمانى بود حكم كرد كه آنچه آتشبازى دولت براى اين جشن مىگيرد ، به مصارف مدارس و طلاب و ايتام برسد .
اگرچه هرگز در ايران از قديم علم نبوده و ظلم فراوان بوده خصوصا در اين قرون كه خيلى مغشوش شده و ظلم فراوان و مسكنت مردم را فروگرفته بود و مردم پنداشتند كه
هامش
( 1 ) . ظاهرا منظور ميرزا محمد تقى خان معز الملك است كه دايى ميرزا على اصغر خان امين السلطان بود .
( 2 ) . بيگلربيگى رشتى همان فتح اللّه خان سپهدار رشتى است .
( 3 ) . يعنى ليلا خانم و عايشه خانم كه به تناوب زن ناصر الدين شاه بودند ، چون جمع بين الاختين در اسلام حرام است .
( 4 ) . على القاعده مىبايست بيست پول سياه ( شاهى ) يك قران باشد . چون عيارى در پول سياه نمانده بود قيمتش كاهش يافته بود .