در روزنامهاى درج شده كه لرد ساليزبورى « 1 » كه از وزراى لندن است به دولت چين دوازده ميليون قرض داده . مقصودش اين است كه چين قرض ژاپون را بدهد و يكباره دست ژاپون از چين كوتاه شود .
اين اوقات در لندن جوانى به سن بيست سال ، كيسهاى محتوى بر پنجاه ليره در كوچه جسته چند روز زحمت كشيد تا صاحبش را جسته مال را ردّ كرد .
[ در اوايل ذى حجه ، ميرزا مهدى خان وزير همايون رئيس مخزن ملبوس ملقّب به وزير حضور شد و اين شخص در عهد شاه مرحوم ناصر الدين شاه كمال تقرب را داشت و در عهد اين شاه نيز طرف ميل است و از الفاظ شيرين و حركات مضحك شاه را فريب داده و در حيله و تزوير سرآمد عهد خود است ] « 2 »
در دوشنبه سوم ذى حجه شاه به شكارگاه كن رفت . در آنجا خيال پنج شب اقامت داشت . در روز چهارشنبه پنجم ، در حالتىكه شاه به شكار بود ، او را از طهران خبر دادند كه دوش اعلانى در ارگ طهران نوشتهاند بدين مضمون كه ما اهالى نظام نه مواجب نه جيره ، چند سال است كه دريافت نكردهايم . يا ما را معزول كن يا مواجب و مرسوم ما را برسان يا آنكه عنقريب جمع شده به دكاكين و بازارها حمله خواهيم كرد و هرچه توانستيم از مردم مىبريم و ترا پانزده روز مهلت داديم . آماده باش و صدراعظم را مىكشيم . شاه در همان روز از ترس به تاخت به طهران آمد .
هم در اين ماه حكومت مازندران را كه سابق در دست ميرزا عبد اللّه خان سردار امجد بود به خودش دادند و سردار امجد بسيار آدم محيل مزورى است . در عشر اول محرم الحرام هزار و سيصد و شانزده نصر السلطنه ملقّب به امير اكرم شد . « 3 » در عشر دوم محرم ، امين الدوله از صدارت معزول شد و اين تلگراف به ولايات زده شد :
هامش
( 1 ) .Lord Salisbury( 2 ) . قسمت بين دو قلاب را كسى - و شايد خود مؤلف - خط كشيده . ميرزا مهدى خان كوچكترين فرزند فرخ خان امين الدوله بود .
( 3 ) . محمد ولى خان كه بعدها سپهدار و سپهسالار تنكابنى خوانده شد .