وكيل الملك وزير خلوت داد و وكيل الملك از سادات طباطبايى و برادر نظام العلماى تبريز است . مردى خوشفطرت و باكمال است و سمت منشى حضور سلطانى را دارد و فرامين و بروات را بايد او به صحه برساند . ليكن قدرى بدخلق و رشوهگير است .
در اين اوقات ، چون دولت ايران خيلى پريشان و مقروض به داخله و خارجه شده است ، ميرزا على خان امين الدوله وزير اعظم مىخواهد از دولت خارجه هفده هيجده كرور قرض كند و اصلاح پريشانى را بنمايد . دولت روس ، نيز با اين خيال است . زيرا كه مىخواهد ايران پريشان شود و بدون جنگ و زحمت ايران را ضميمهء ساير ممالك خود نمايد و جماعتى از اهل سياست قائلاند كه امين الدوله وضع ايران را مىخواهد به سبك فرنگستان سازد . اين روزها علماى تهران بر ضد امين الدوله برخاستهاند زيرا كه امين الدوله از آنها دستگيرى نمىكند و اعتقاد به جنس علما ندارد و احكامشان را اجرا نمىسازد و آنها در مجالس از كفر و بيدينى امين الدوله نقل مىكند و مىگويند وى مىخواهد ايران را به باد دهد و خود چون موّال « 1 » است به قدرت فرنگىها در ايران مايل است . بارى علما به تنگ آمده كاغذى به شاه نوشتند كه ما مىخواهيم به عتبات عاليات برويم . شاه در جواب نوشت
أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً
« 2 » برويد . ايشان چون اين سفر را از براى قهر و ناز استرخاص كردهاند و پنداشتند كه شاه از ترس و هجوم بلوى ايشان را ممانعت از رفتن خواهد كرد و انعام و خلعتشان خواهد داد . پس از آنكه شاه اذن رفتن آنها را داد پشيمان از مرخصى شدند و حيلهاى به خاطرشان آمد و گفتند كه ما در روز سهشنبه دوازدهم رجب المرجب حركت خواهيم كرد و اين از براى آن بود كه پيش ، مردم شورش طلب را از براى روز معين مهيا سازند و بلواى عام نمايند و آنها علما را از رفتن ممانعت نمايند . بارى در روز سهشنبه طفره زدند و نرفتند و گفتند در اين ماه خواهيم رفت .
در روز چهارشنبه 13 رجب المرجب كه روز عيد مولود مسعود امير المؤمنين على عليه السّلام بود ، ميرزا على خان امين الدوله وزير اعظم را در طهران ، شاه ايران منصب
هامش
( 1 ) . ثروتمند و توانگر ، مالدار
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 97