خواهند كرد . آن مجلس ختم شد و كار به جائى نرسيد .
اجزاء گمرك و پست
اوايل صفر ( 1325 ه ) اجزاء گمرك و پست بروساء شوريده اول به خانه مجتهد رفتند بعد به خانه حاجى ميرزا محسن آقا بعد به منزل من و شكايت از روساى بلژيكىها نمودند آقايان و من سه تلگراف به شاه كرديم . نظام الملك مداخله كرد و خواست التيامى بدهد قبول نكردند رفتند به انجمن ، اطاقهاى گمرك و پست را بسته بودند ، رئيس گمرك سرخود رفت اطاقها را باز كرد و گفتگوى طولانى بميان آمد .
روز ششم صفر 1325 وقت عصر ازدحام عام بوده قونسول روس بعضى مذاكرات و اتمام حجتها با تلفون با حاجى نظام الدوله كه آن روزها رئيس انجمن بود كرد و تهديدات نمود ، حضرات خود را باخته بودند ، و كار به جائى رسيده بود كه خواسته بودند اجزاء گمرك را از انجمن بيرون نمايند . در همه اينها من نبودم وقتى رسيدم كه اجزاء پست را جلو انداخته مىبردند به پستخانه من اظهار دلتنگى كردم كه بيك توپ از ميدان دررفتيد ، قونسول بايستى كاغذ رسمى بحكومت بنويسد و از جانب حكومت اخطار بشود ، با تلفن گفتن و باورنمودن شما از چه راه است ! بارى رياست پست را از بلژيكيها گرفتند و بالاخره 11 ماه نظام الدوله در خانه خود مهمانى كرده بود براى خواندن نظامنامه انجمن كه تازه نوشته بودند ، چون مرا محرك اجزاء گمرك مىدانستند باز بتوسط من اصلاح امر اجزاء گمرك شد .
چند فصل نوشتند كه بىجهت مزاحم اجزاء گمرك نشوند و از مركز دور نكنند و مواجب ايشان را مرتب بدهند و عمده شكايت آنها از « لوكيفر » 42 بود .
[ نامه شماره 18 ششم صفر 1325 ملاحظه شود ]