( 166 ) اصطلاح تهرانيان است كه ميگويند در جزو بيست و نهم فلا امر را بايد در نظر گرفت .
( 167 ) جمله تركى است يعنى او را آرام كن وقتى كه بچه كوچك گريه مىكند مىگويند .
( 168 ) اكنون تو هم راحت مىشوى .
( 169 ) برادر تقى ، تو هم راحت ميشوى يعنى از جوشوخروش مىافتى .
( 170 ) منظورش مير تقى چايچى بوده است يا قلنج آقا كه سيدى بوده جوشى .
( 171 ) صمد خان شجاع الدوله قبلا سعد الملك لقب داشته ، بعد از آنكه بتهران رفت و با دستور محمد على شاه براى از بين بردن مشروطه مراجعت كرد ، لقب شجاع الدوله را با خود آورد . بنا بتعريف كسروى مردى بوده مدير و كاردان ، نهايت روحا مستبد بوده است .
( 172 ) جغتو و طاطاحو نام دو رودخانه بزرگ است كه از نزديكيهاى قريههاى ليلان و باروق ميگذرد فعلا زرينهرود و سيمينهرود گفته ميشوند .
( 173 ) نام كنونى ساوجبلاغ كه در آذربايجان ( سووخ بلاغ ) مىگفتهاند « سنندج » مىباشد .
( 174 ) ولكان بمعنى آتشفشان است
( 175 ) منظورش چند تن از درباريان از قبيل مفاخر الدوله ، امير بهادر ، شاپشال و
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 499
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤٩٩